محمد تقي جعفري

25

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام در دعاى كميل اين مضمون را بيان كرده است كه : « بار الها گيرم كه به آتش تو صبر و تحمل داشته باشم ، اما چگونه مىتوانم از نظر به كرامت الهى تو محروم بمانم و صبر كنم » . روشن مىشود كه عذاب دورى از خداوند و كرامت ربوبى او دردناكتر از عذاب دوزخ است . ما در مباحث گذشتهء مثنوى در تفسير بهشت و دوزخ و برزخ مشروحاً بيان كرديم كه ارواح انسانى با اختلاف هدف گيرىهايى كه در اين دنيا داشته‌اند و روى آن هدف گيرى حركت كرده‌اند ، در ابديت نتايج هدف گيرى و كار خود را خواهند ديد . ارواحى هستند كه انگيزهء آنها از امور مادى گام فراتر ننهاده است ، اينان پاداش يا مجازات مادى خواهند ديد . آنان كه به ثمر رساندن شخصيت خود را در گرايش به بارگاه ربوبى ديده و حركت كرده‌اند ، مقام والاتر از امور مادى بهشتى را حيازت خواهند كرد . مگر اين جملهء امير المؤمنين متواتر نيست كه مىگويد : « الهى ما عبدتك خوفا من نارك و لا طمعا فى جنتك بل وجدتك اهلا للعبادة فعبدتك » . ( خداوندا تو را نه از ترس آتش و نه به طمع بهشت عبادت مىكنم ، بلكه تو را شايسته پرستش ديده و عبادت مىكنم ) . آيا على بن ابى طالب و ساير پيامبران و راد مردان الهى كه هوى و هوس و لذايذ طبيعى خود را در اين زندگانى زير پا گذاشته و فدا كارىها در راه پيش برد شخصيت الهى خود و اجتماعات انسانى نموده‌اند ، براى اين بود كه بروند و در باغ بهشت بنشينند و سيب و گلابى بخورند و به چشمه سارها تماشا كنند ؟ پس مسلم اين است كه آنان كه در اين دنيا از خود حيوانى مىگذرند ، پاداش الهى نه مادى در انتظار آنها خواهد بود ، همواره مقدمه هم سنخ نتيجه مىباشد . كسى كه