محمد تقي جعفري
22
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
اين نيروانا در اصطلاح فلسفه آزادى مطلق روانى و در اصطلاح عرفان ناهشيارى مطلق به نظر مىرسد كه انسان پس از مهار كردن فعاليت غرايز حيوانى و چشم پوشى از لذايذ به آن مىرسد . همين حالت تكامل را جلال الدين ده ها بار در مثنوى متذكر شده و معناى موتوا قبل ان تموتوا را به همين حالت تفسير كرده است ، يعنى مقصود از فنا در اصطلاح جلال الدين در اين موارد بسيار روشن است ، او مىگويد : انسان بايستى از اين سرابهاى آب نما و از اين صور حقيقت نما و از اين لذايذ حيوانى گام فراتر بگذارد و به معناى هستى واقعى برسد ، آن آيهء شريفه كه مىگويد : « وان الدار الاخره لهي الحيوان » . ( حيات حقيقى سراى ابدى است ) . كه همان ما وراى اين جهان طبيعت است ، مىتواند مقصود از جملهء « موتوا . . . » را آشكار نمايد . تفاوتى كه ميان فنا به اصطلاح جلال الدين و نيروانا به اصطلاح بودا وجود دارد ، اين است كه نيروانا به اصطلاح بودا ورود به شعاع الهى نيست ، در صورتى كه فنا در اصطلاح جلال الدين مقدمهء ابديت و ورود در حوزهء شعاع الهى است . در ابيات ذيل هم مقصود جلال الدين از كلمهء فنا روشن مىشود و هم تفاوت ميان فنا در دو اصطلاح مولوى و بودا : از جمادى مُردم و نامى شدم وز نما مُردم ز حيوان سر زدم مُردم از حيوانى و آدم شدم پس چه ترسم كى ز مردن كم شدم حملهء ديگر بميرم از بشر تا بر آرم از ملايك بال و پر وز ملك هم بايدم جستن ز جو كُلُّ شَىءٍ هالِك الا وَجهه بار ديگر از ملك پران شوم آن چه اندر وهم نايد آن شوم پس عدم گردم عدم چون ارغنون گويدم كانّا إليه راجعون بنا بر مطالب فوق اين كه ميرزا فتحعلى مىگويد :