محمد تقي جعفري
21
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
نيروانا عامل يك نوع آرامش كامل نيز مىباشد . » ( 1 ) « به گفتهء بعضى ديگر از دانشمندان غربى فرضيهء اول آن است كه نيروانا حالت خاص آرامش است كه انسان وقتى به وسيلهء تفكر از كليهء علايق دنيوى آزاد مىگردد خود را در آن حال مىيابد ، در چنين حالت شخص مسلط بر كليهء قواى شخصى است . بدين معنى كه از آن چه در اوست خود را مستقل مىبيند ، در اين صورت نوعى از زندگى فردى مىباشد كه در عين حال شخصيت و فعاليت در آن حفظ شده است . نظريه دوم كه در واقع يك نظريهء خدا پرستى است ، حالت بالاترى را در نظر مىآورد - طبق اين نظريه انسان پس از پشت پا زدن به دنياى خارج و داخل به مقامى مىرسد كه خود را از قيد كليهء پديده هاى زندگى شخصى و پديده هاى زندگى نسبى آزاد مىسازد و در چنين حالتى تنها در خويش احساس وجود كيهانى مىكند و ديگر نمىتواند بين خود و كاينات يا الوهيت يا طبيعت فرقى قائل گردد . » ( 2 ) از مجموع جملات منقوله كه از صاحب نظران مكتب بودا آورديم معلوم مىشود كه منظور از نيروانا نمىتواند نيستى مطلق باشد ، مخصوصاً با در نظر گرفتن اين مطلب كه خواه مردم تمايلات نفسانى خود را كنار بگذارند و از علايق مادى بگذرند يا نه ، بالاخره شعلهء زندگانى همگى آنان خاموش گشته و اين هستى طبيعى به فنا منتهى مىگردد ، بنا بر اين رياضت و پذيرش دانش و اخلاق نيكو و گذشتن از تمام لذايذ مادى به كلى بىدليل و منطق مىباشد ، پس براى اين كه مكتب بودا از اين جهت داراى مفهوم بوده باشد مجبور است كه نيروانا را يك حالت عالىتر و نقطهء تكامل انسانى فرض كند و رياضت و بر كنار شدن از لذايذ را مقدمات و طرق آن حالت عالى و تكامل معرفى نمايد .
--> ( 1 ) اوپانيشاد ، ترجمهء محمد داراشكوه به كوشش دكتر تارا چند و آقاى جلال نائينى ، ص 69 . . ( 2 ) اوپانيشاد ، ص 69 و 70 . .