محمد تقي جعفري
29
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
شرير شود ؟ آيا جان آدمى ممكن است ناگهان به دست سر نوشت دگرگون گردد ، بد شود به دليل بد بودن سر نوشت ؟ آيا ممكن است كه قلب زير فشار يك بد بختى نامتناسب بد شكل گردد ؟ » ( 1 ) 28 - « ژان والژان در ظلمات بود ، در ظلمات رنج مىبرد ، در ظلمات كينه مىورزيد ممكن است گفته شود كه رو در رويش را هم دشمن مىداشت . عادتاً در اين تاريكى مىزيست و مثل يك كور يا يك رويا زده به كمك دست پيش مىرفت . فقط به فواصلى از وجود خود او و از خارج ، تكانى از غضب ، سربارى از رنج ، برق پريده رنگ و سريعى كه همهء جانش را روشن مىكرد ناگهان به او روى آورد مىشد و به سختى همه جا و پيرامونش ، جلو و عقبش در تابشهاى نورى هولناك پرتگاه هاى نفرت انگيز و مناظر هايل سر نوشتش را آشكار مىساخت ، چون اين روشنايى مىگذشت تاريكيش از نو فرا مىرسيد و آن وقت كجا بود ؟ خود نيز نمىدانست . » ( 2 ) 29 - « مبدأ و همچنين مقصد همهء افكارش [ ژان والژان شكست خوردهء قوانين مجعولهء بشرى ] كينه ورزيدن نسبت به قانون بشرى بود . اين همان كينه است كه اگر در جريان توسعه اش بر اثر حادثهاى معلول مشيت ربانى باز نايستد ، در مدت معينى به كينه ورزى نسبت به اجتماع ، سپس به كينه ورزى نسبت به نوع بشر ، سپس به كينه داشتن نسبت به دايرهء خلقت مبدل مىگردد . » ( 3 ) 30 - « سال به سال ، اين جان ، بيش از پيش ، البته به آهستگى ، اما به وضعى شوم خشك شده بود ، وقتى كه قلب خشك شود چشم نيز خشك مىشود ، هنگامى كه از جبر گاه بيرون آمد نوزده سال بود كه يك قطره اشك نريخته بود . » ( 4 ) پس از آن كه غرق شدن يك انسان بىنوا را در يك اقيانوس سهمگين مجسم
--> ( 1 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 256 . . ( 2 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 266 . . ( 3 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 268 . . ( 4 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 268 . .