محمد تقي جعفري

31

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

تا آن گاه كه او را دوست بدارم و هنگامى كه او را دوست بدارم مانند گوش او مىشوم كه به وسيلهء من بشنود و بينايى او مىگردم كه به وسيلهء من ببيند و زبان او باشم كه به وسيلهء من سخن گويد . . . » ( 1 ) در روايتى از پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم وارد شده است كه « اصحاب من مانند ستارگانى هستند ، از هر يك از آنها تبعيت كنيد رستگار خواهيد شد و هر يك از آراى اصحاب مرا بگيريد هدايت پيدا خواهيد كرد و اختلاف اصحاب من رحمتى براى شما است . گفتند : يا رسول الله اصحاب تو كيستند ؟ پاسخ فرمود : اهل بيت من مىباشند . » ( 2 ) اين روايت در اكثر مدارك اهل سنت « بدون جملهء سؤال و جواب كه در آخر حديث است » نقل مىشود ، ولى با نظر به مجموع مطالعات در بارهء صحابه گفت : اين كه بگوييم تمام صحابه پيغمبر در يك درجه بوده‌اند و راى آنان هم در يك مرتبه از ارزش بوده است بسيار دشوار مىباشد ، در صورتى كه در پيشوايان دوازده گانه هيچ گونه تفاوتى با يكديگر ديده نمىشود . « من رآنى فقد رآنى » اين روايت از پيغمبر نقل شده است و جملهء بعدى اين است كه : « فان الشيطان لا يتشبه بي » ( هر كس مرا در رويا ببيند مرا ديده است زيرا شيطان « و صور پليد » به شكل من در نمىآيند . ) ( 3 ) تبصره : ( تركيب عربى بيت « من رآنى » مشوش است ) .

--> ( 1 ) وسائل الشيعة ، ج 1 ، مجلد دوم ، باب 17 كه صحيح بخارى اين روايت را از ابو هريره نقل كرده است . دكتر كفافى ، شرح مثنوى ، ج 1 ، ص 254 . . ( 2 ) سفينة البحار ، ج 2 ، ص 9 . . ( 3 ) سفينة البحار ، ج 1 ، مادهء رويا ، ص 498 . .