محمد تقي جعفري
مقدمة الكتاب 22
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
« من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم » ؟ او خود در مثنوى رواياتى را كه داراى مضمون روايت ذيل است نقل كرده است : « الخلق كلهم عيال الله و احبهم إليه انفعهم لعياله » . خلاصه به هيچ وجه گمان نمىرود كه جلال الدين با آن اطلاعى كه از منطق زندگى و مكتب اسلام دارد در صدد ترويج عرفان منفى بوده باشد . و اگر بر فرض در بعضى از موارد مطالب ابهام انگيزى داشته باشد ، يا صريحاً از عرفان منفى دفاع كند « كه البته با نظر به مجموع روش جلال الدين وجود ندارد » تا حدود توانايى تفسير و تأويل خواهيم كرد ، و اگر تفسير و تأويل امكان پذير نباشد بدون كوچكترين اهانت به مقام جلال الدين آن مطالب را اشتباه معرفى خواهيم كرد ، زيرا خود جلال الدين بهتر از همه مىداند كه اگر در جهان زندگى تلاش و تكاپو نباشد كوچكترين گام در راه خدا براى هيچ كس مقدور نخواهد بود . مطلب ششم - روش ما در تفسير و نقد و تحليل مثنوى روش ما در شرح و بررسى كتاب به قرار ذيل است : 1 - ابياتى را كه جلال الدين در بارهء موضوع سروده است نوشتهايم . 2 - آياتى كه مورد استشهاد يا تفسير جلال الدين بوده در متن كتاب نقل و ترجمه كرده ، سپس ارتباط آنها را با مقصود جلال الدين بيان داشتهايم ، و در پاورقى اسم سوره و شمارهء آيه را كاملًا ثبت كردهايم . 3 - رواياتى را كه جلال الدين مورد بحث و تفسير و استشهاد قرار داده است ، تا آن جا كه توانستهايم از منابع آنها نقل كرده ارتباط آنها را با هدف او توضيح دادهايم . 4 - مطالب روانى و اخلاقى و فلسفى و دينى و عرفانى را مورد بررسى قرار داهايم ، بدين ترتيب كه بيتى را كه در حقيقت مركز ثقل آن مطلب مهم است ، اولًا ذكر كرده ، سپس مطلب مربوط را مشروحاً مورد بررسى قرار دادهايم . 5 - براى اين كه ارتباطات ابيات نيز تا حدودى مورد بررسى قرار گيرد و ضمناً خود ابيات كه احتياج به توضيح بيشتر دارند توضيح داده شوند ، مجبور شدهايم پس از بيان مطالب يك تفسير عمومى در بارهء مجموع ابيات بياوريم . 6 - لغات و مفرداتى را كه احتياج به توضيح دارند در پاورقىها آوردهايم و به اندازهء مناسب معانى آنها را ياد آور شدهايم . مطلب هفتم توضيحى در بارهء نسخه مثنوى كه مورد تفسير و نقد و تحليل ما قرار گرفته است نسخهاى را كه براى شرح و بررسى مثنوى انتخاب كرديم نسخهء رمضانى