محمد تقي جعفري
مقدمة الكتاب 19
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
نزديك و دور و پيش و پس و بالا و پايين وجود ندارد . 7 - پس از بيان مطالب ديگر مىگويد : روز بارانست مىرو تا به شب نى از آن باران از آن باران رب هست بارانها جز اين باران بدان كه نمىبيند و را جز چشم جان چشم جان را پاك كن نيكو نگر تا از آن باران عيان بينى خضر اين سه بيت اخير ، با احتمال قوى همان نفحات ربانى را باز گو مىكند . خلاصه مقصود ما از اين مطلب كه تا حدودى مشروحاً بيان شد ، توضيح در بارهء ارتباطات ابيات كتاب مثنوى است ، و ملاحظه شد كه اگر چه ارتباط ابيات با موضوعى كه در اول بحث مطرح مىشود تقريبا بريده است ولى ابيات با يكديگر به طور ترتيب خالى از ارتباط نبوده و چنين نيست كه جلال الدين مطلب گسيختهاى را در ميان ابيات بياورد . ولى اين نكته را فراموش نكنيم كه اغلب داستانهايى را كه جلال الدين مطرح ساخته است ، با در نظر گرفتن مضامين آنها داراى ارتباط بسيار روشنى مىباشد . مطلب چهارم - آيا همهء داستانهاى مثنوى واقعيت دارند ؟ جلال الدين در كتاب مثنوى داستانها و تمثيلات فراوانى آورده و از آنها مطالب بسيار آموزنده استخراج كرده است . آيا همهء اين داستانها واقعيت داشته است يا نه ؟ البته بعضى از داستانها صد در صد واقعيت تاريخى داشته است . منشا بعضى ديگر قصه هايى است شبيه به داستان منقول در مثنوى . گروه ديگر در هيچ يك از منابع ديده نمىشود ، مانند اين كه على بن ابى طالب عليه السلام به ابن ملجم فرموده است . غم مخور جانا شفيع تو منم مالك روحم نه مملوك تنم در هيچ يك از منابع اسلامى چنين مطلبى از امير المؤمنين عليه السلام نقل نشده است . جلال الدين در اين موارد در صدد كشيدن تابلويى است كه واحدهاى آن را از مجموع معارفى انتخاب مىكند كه مركب از درك شخصى و معلومات مورد قبول عموم است . و ما در مورد هر يك از اين تابلوها تا حدود توانايى بررسى خواهيم كرد . مطلب پنجم ارزيابى نهايى مثنوى نتيجهاى كه از مجموع ملاحظات در بارهء مثنوى بدست مىآيد ، اين است كه اين كتاب مىتواند يكى از عالىترين منابع شهود گرايى و عرفان مثبت بوده باشد نه وسيلهء گرايش به عرفان منفى ، در توضيح اين مطلب مىگوييم : جلال الدين در كتاب مثنوى صدها مطلب ارزنده در بارهء معارف عمومى