السيد الخميني
مقدمة الآشتياني 25
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية
علمي ، يعنى علم اجمالي به شرط لا نسبت به تعينات ، متنزل گرديده است . تعين اوّل را ، از آن جهت كه به نحو وحدت وكليت مشتمل بر جميع حقايق إلهية وكونيه وأصل جميع حقايق مفصّله ومادة المواد جميع أصول وفروع فاعليه وقابلية مىباشد ، « برزخ البرازخ الأزلية » ناميدهاند ومقام « أَوْ أَدْنى » و « حقيقت محمديه » يكى از ألقاب آن است . واوّلين تعين وصورت وظهور آن ، مقام « قابَ قَوْسَيْنِ » نام دارد چه آن كه حقيقت وجود در مقام نزول وصعود دايره اى معنوية را ترسيم مىنمايد كه مشتمل بر دو قوس است : نزول وصعود . إنّا لله اشاره است به قوس نزولى . * ( وَإِنَّا إِلَيْه ِ راجِعُونَ ) * اشاره است به قوس صعود ، كه شرح آن ذكر خواهد شد . تحقيق وتتميم تجلى اوّل حاصل از وحدتي كه أصل جميع قابليات است ، متضمن كمال تام مبدأ كليهء جهات فاعليه وقابلية است چه آن كه هر أصل وفرع وهر فاعل وقابل به استجنان علم اجمالي در اين موطن تحقق دارند وذكر كرديم كه آن چه كه در اين مرتبه تحقق دارد ، به وجود ذاتي وحداني اجمالي موجود است . واز اين جهت ، يعنى جهت عدم امتياز حقايق اسمائيه از يك ديگر ، ونيز از جهت عدم تميز صور اين حقايق ، كه « أعيان ثابته » نام دارند ، در اين مقام آن چه محقق است معاني صفات است بدون جهت امتياز . ولذا اين مقام را « حقيقة الحقائق » ناميدهاند . واگر لحاظ غيريت فرض شود ، فقط در عقل است چه آن كه « ذات » در اين موطن تعريف شده است به حقيقت احديهء كليهء جمعيهء وحدانيهء منحاز از جميع نسب واعتبارات . لذا اعتبار نسب وشؤون ذاتية در آن غير معقول است . صورت اين حقيقت وتعين اين مرتبه ، كه أصل الأصول كليهء نسب وشؤون است ، « واحديت » نام دارد . ودر اين مرتبه ذات به « فيض أقدس » به جميع أسماء وشؤون أسماء ظهور نمايد ومشاهده نمايد كليهء نسب وشؤون نسب را كه ظهور اسمائيه متعين به أعيان ثابته باشد ، شهود مجمل به صفت تفصيل كه در اوّل اعتبار ، ذات حق مفصّلات را به نعت اجمال واندماج ووحدت شهود نمايد . واين شهود ملازم است با شهود مجملات به صفت تفصيل . وعجب آن كه ذات به