حبيب الله الهاشمي الخوئي
204
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
براي اين كه بيم دهد وتشويق سازد وبترساند واخطار حذر كند ، مردمى در فرداى پشيماني از كارهاى خود آنرا مذمّت كنند ، ونيكوكاران در روز قيامت آن را بستايند زيرا دنيا به آنها يادآورى داد وآنها يادآور شدند ، وبا آنها حديث كرد وتصديقش كردند ، وآنها را پند داد وپندپذير شدند . نپوشيد علي ذمّ دنيا ز مردى بفرمود با وى تو دانى چه كردى تو خوردى فريب جهان فريبا به بيهودگيهاش دلدادى آيا تو أو را بجرم وخطا دركشيدي ويا جام جرمت ز دستش چشيدى ز كي از تو دل برده دنياي زيبا فريب تو كي داده است آن فريبا فريبد بپوسيده گور نيايت ويا مرقد خاكى ما مهايت نديدى كه در بستر مرگ آنان تلاشي نمودى براشان فراوان بر آوردى از آستين دست قدرت بجستى تو درمانشان را بهمّت پزشكان طلب كردى از بهر آنها نبردند سودي نه از تو نه زانها نشد گريه هاى تو درمان دردى نه زان شفقت ومهركارى تو كردى أجابت نشد بهر آنها دعايت نكردى دفاعي از آنان بقوّت برايت مجسم نمود است دنيا سرانجام كار خودت را چه آنها تو دنيا نگر خانهء راستى بر آن كس كه جويد در آن راستى بود خانهء عافيت بهر آن كه فهمد چه بازى كند اندر آن بود خانهء بىنيازى هر كس كه جويد در آن توشهء روز واپس بود خانهء پند گر تو پذيرى زهر جنبشش مىشود پند گيرى أحبّاء حق راست پاكيزه مسجد براي ملائك مصلَّا ومعبد بود مهبط وحى حق خدايش تجارت گه بيغش اوليايش در آن كسب رحمت نمايند وغفران وز ان بهره گيرند مينوى رضوان چه كس مىنمايد ز دنيا نكوهش كه اعلام تفريق كرد است وكوچش خبر داده از مرگ خود باتبارش چه دشمن شمارى تو أو را چه يارش