حبيب الله الهاشمي الخوئي
61
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
والبيعة يعني البغاة والمخالفين مع الإمام المفترض الطاعة ، ويقال لكلّ من خرج عن الإسلام أو حارب في الحرم أو في الأشهر الحرم : محلّ ، وبيّن أنّه لا ينقاد للعتاة ولا يقرّ بالضّيم ولا يعرضه وهن وفتور مهما قلّ ناصره وكثر أعداؤه . الترجمة ترجمه از نامه اى كه بعقيل در بارهء اعزام قشون به برخى دشمنان نوشته در پاسخ نامهء وى : من قشونى انبوه از مسلمانان را بسوى أو گسيل داشتم ، وچون اين قشون به وى رسيد براي گريختن كمر را تنگ بربست وبا پشيمانى فراوان بدنبال برگشت ، قشون به تعقيب أو پرداخت ودر نيمه راهش دريافت وخورشيد بدامن مغرب سرازير شده بود جنگى ناچيز در ميانه در گرفت وبا نبردى اندك كه باندازهء ايست ساعتي بود شكست خورده ، نيمه جانى با رنج فراوان از معركه بدر برد ، چون گلو گير شده بود وجز رمقى بر تن نداشت وبكندى وسختى خود را نجات داد . ياد قريش را از نهاد بدر كن كه دو سپه بوادي گمراهى مىتازند ودر ميدان تفرقه اندازى جولان مىزنند وخود را به گمگاه شقاوت پرتاب مىنمايند ، راستى كه همگى تصميم دارند با من پيكار كنند چنانچه همه تصميم داشتند تا با رسول خدا صلَّى اللَّه عليه وآله پيش از من پيكار كردند ، هر گونه كيفر وسزا بر قريش باد كه براستى با من قطع رحم كردند واز من بريدند وخلافت همزاد وپسر مادرم را از من باز گرفتند . أمّا اين كه از نظر من در بارهء جنگ پرسيدى ، راستى كه رأى من بر آنست كه با شكننده هاى عهد وميثاق ديانت بجنگم تا بخدا برسم ، فزونى مردم در دنبال من براي من عزتي نيفزايد ، وجدا شدن آنها از من مايهء هراس من نگردد گمان مبر پسر پدرت - وگر چه همه مردمش از دست بدهند واو را تنها بگذارند - زاري وزبوني پيشه سازد وبستم ستمكاران تن در دهد وسست گردد ومهارش را