حبيب الله الهاشمي الخوئي
42
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
قال في « ص 117 ج 1 من المقدّمة ط مصر » : الفصل السابع عشر في أنّ الغاية الَّتي تجرى إليه العصبيّة هي الملك . وذلك لأنا قدّمنا أنّ العصبيّة بها تكون الحماية والمدافعة والمطالبة وكل أمر يجتمع عليه وقدّمنا أنّ الادمييّن الطبيعة الانسانية يحتاجون في كلّ اجتماع إلى وازع وحاكم يزع بعضهم عن بعض ، فلا بدّ أن يكون متغلَّبا عليهم بتلك العصبيّة وإلَّا لم تتمّ قدرته على ذلك وهذا التغلَّب هو الملك . الترجمة اى پسر جانم بدانكه روزى بر دو قسم است ، يك روزيست كه تو بدنبال آن مىروى وروزى ديگرى كه دنبالت مىآيد واگر بدنبال آن نروى أو بدنبال تو مىآيد ، وه چه زشت است كه هنگام نياز فروتن وزبون باشى وچون نياز ندارى جفا كنى ورو گردانى ، تو از دنياي خود همانى را دارى كه با آن كار آخرت خود را درست كنى ، اگر بدانچه از دستت رفته است بيتابى كنى بايد بر هر چه كه در جهانست وبتو نمىرسد بيتابى كنى وغم آنرا بخورى ، بدانچه نباشد از آنچه هست رهياب باش ، زيرا همه أمور بهم مانند وآنچه هست نمونه ايست براي آنچه نيست . از آن كساني مباش كه پند نپذيرد مكر آنكه پندى جانگاه وملامت بار باشد ودلش را بدرد آورد ، زيرا خردمند بهمان أدب وپرورش پند پذيرد ، جانورانند وچهار پايان كه جز با كتك فرمان پذير نباشند ، آنچه همّ واندوه بر دلت وارد شود بوسيلة شكيبائى پايدار وخوش باورى از قدرت پروردگار از خود دور كن هر كس از راه عدل وداد بگردد جائر ونابكار باشد ، ورفيق موافق برادر باشد دوست آن كس است در پشت سر دوستى را رعايت كند ، هوس همعنان رنج وغم است ، بسا خويشى كه از بيگانه دورتر است وبسا بيگانه كه از خويش نزديكتر ومهربانتر ، آواره كسى است كه دوستى ندارد . هر كس از حقّ تجاوز كند به تنگناى گرفتار آيد ، هر كه قدر خود را