حبيب الله الهاشمي الخوئي
15
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
ودر آن نامه آورده اى كه عثمان در فضل ورتبه سوّمين آنها بود اگر عثمان نيكوكار بود خداوند أو را به نيكو كاريش پاداش مىدهد واگر بدكار بود ديدار مىكند پروردگار آمرزنده اى را كه گران وبزرگ نيايد أو را گناهى كه بيامرزدش . بخداى لا يزال قسم كه همانا اميدوارم وآرزو دارم كه چون خداوند مردم را به پايهء فضائل آنان در اسلام ، ونصيحتشان در راه خدا ورسول پاداش عطا كند بهرهء ما در آن از ديگران زيادتر باشد چه محمّد صلَّى اللَّه عليه واله چون مبعوث برسالت شد وبه ايمان بخدا وتوحيد دعوت كرد ما أهل بيت أو نخستين كسى بوديم كه به أو ايمان آورديم ، وبه آن چه آورده تصديق كرديم . وچند سال تمام بود كه در سرزمين عرب هيچ خانواده اى جز ما خدا را پرستش نمىكردند . وقوم ما خواستند كه پيغمبر ما را بكشند ، وبيخ وبن ما را براندازند ، در بارهء ما چيزها انديشيدند ، وكارهايى بما روا داشتند ، وآب ونان را بروى ما بستند ، وتوشه را از ما بريدند ، وزندگى خوش را از ما بازداشتند ، وما را همنشين وهمدم ترس وبيم نمودند ، وجاسوسان وديده بأنها بر ما گماشتند ، وبكوهى سخت ( شعب أبو طالب ) ما را مضطر گردانيدند ، وبراى ما آتش جنگ برافروختند ، وبا هم پيمان بستند وهمدست شدند ونوشته بميان آوردند كه كار را چنان بر ما تنگ گيرند حتّى با ما نخورند وننوشند وازدواج نكنند ، واز ايشان در تمام مدّت سال جز در موسم حجّ أيمن نبوديم تا اين كه پيغمبر را بدست آنها دهيم كه أو را بكشند ومثله اش كنند . پس خداوند متعال ما را عزيمت آن داد كه دست ستم آنانرا از سر رسول