حبيب الله الهاشمي الخوئي

16

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

بريديم ، وشرّشان را از ناحيهء حضرتش بازداشتيم ، وآنان را از حريم حرمتش دور كرديم ، ودر ساعات خوف ، شب وروز با شمشيرها در حضور أو ايستادگى نموديم . مؤمن ما باين حفظ وحراست پيمبر طلب پاداش ميكرد ، واميدوار ثواب بود وكافر ما حمايت از أصل ونسب ودودمان خود ميكرد . ( مراد اين است از بني هاشم وبني مطلَّب آنكه ايمان برسول آورد مثل أبو طالب پدر أمير المؤمنين عليّ عليه السّلام وحمزة بن عبد المطَّلب رضوان اللَّه عليهما در حمايت پيغمبر اميدوار ثواب از خدا بودند ودر راه خدا دين وپيغمبر را حفظ مىكردند بخصوص أبو طالب رضوان اللَّه عليه كه خدمت بسيار بزرگ به اسلام كرده ورنج وخدمت أو از همه بيشتر بود ودين خود را از كفّار نهان مىداشت تا بهتر بتواند خدمت باسلام كند وپيغمبر أو را كافل اليتيم خوانده كه فرمود : أنا وكافل اليتيم كهاتين في الجنّة وآنكه از بني هاشم ايمان نياورده وكافر بود چون عبّاس عموى پيغمبر وعقيل وطالب فرزندان أبي طالب وحارث وپدرش نوفل وعمويش أبو سفيان فرزندان حارث بن عبد المطلب كه در شعب أبو طالب با پيغمبر ومؤمنين محصور بودند وحمايت از رسول مىكردند نه بحساب دين ورسالت بلكه براي حفظ دودمان واصل نسب وپس از خلاصي از شعب يكى پس از ديگرى اسلام آوردند . واز بني هاشم أبو لهب وپسرش همدست با كفّار بودند وآنان را كمك مىكردند ) . واز قريش كساني كه اسلام آورده بودند از خوفي كه ما داشتيم ورنجى كه در آن بوديم أيمن بودند ، يا بسبب هم قسمي كه با مشركان داشتند كه آنان را از شرّ مشركان باز مىداشت ، يا بسبب عشيره اى كه پيش رويشان از آنها دفاع مىكردند تا كسى بر آنان دست نيابد كه از قتل در أمان بودند ، تا روزگارى بدين منوال بگذشت . سپس خداوند پيغمبرش را أمر بهجرت فرمود ، وبعد از آنش بقتال مشركين اذن داد . وهنگامى كه جنگ سخت مىشد ومردم از ترس عنان باز پس مىكشيدند ورو مىگردانيدند ودو طرف كارزار آماده جنگ مىشدند ، رسول خدا أهل بيت