حبيب الله الهاشمي الخوئي
14
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
ترجمهء نامهء أمير المؤمنين علي عليه السلام در پاسخ نامهء معاوية بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم ، از بندهء خدا علي أمير مؤمنان به معاوية پور بو سفيان : أمّا بعد همانا كه بو مسلم خولاني نامه اى از شما آورده كه در أو رسول خدا ، ونعمت هدايت ووحى را كه خدا باو انعام فرموده ذكر كرده اى ، پس حمد خدائى را كه به وعده اش در بارهء پيمبرش وفا كرد ، ونصرتش را بر أو تمام گردانيد ، ومر أو را در شهرها تميكن داد ، وبر قوم أو - كه دشمنى وكينه توزى با أو داشتند ، وبر أو حمله ها كردند ، وبغض أو را در دل انباشتند ، وبه دروغ نسبتش دادند ، وبه قتال با أو قيام كردند ، وبر اخراج أو وأصحابش از مكَّه هم پشت شدند ، وعرب را بر أو تحريك كردند ، وآنانرا بر جنگ أو گرد آوردند ، وتمام كوشش در كار أو نمودند ، وكارها را بر أو دگرگون كردند - پيروز گردانيد ، تا دين خدا - با اين كه آنان از آن بيزارى داشتند - آشكار شد وغالب گرديد ، وشديدترين مردم بر أو قوم أو بويژه خويشان نزديك أو بودند مگر كساني كه خداوند آنانرا حفظ كرد . اى فرزند هند روزگار أمر شگفتي از شما بر ما پوشيده داشت پيش آمدى وبد نمودى وناروا كردى كه ما را از آزمايش خدا به پيمبرش محمّد صلَّى اللَّه عليه واله وبه ما ، خبر مىدهى چه در اين كار چون آن كسى كه خرما به هجر برد ، يا آنكه بگستاخي استادش را كه از أو تيراندازى بياموخت به تيراندازى بخواند . در آن كتاب گفتى : « خداوند از مسلمانان يارانى براي پيمبرش برگزيد كه بدستيارى آنان نيرويش داد وتأييدش فرمود ورتبهء آنان در نزد خدا ورسول باندازهء فضلشان در اسلام بود پس در ميانشان بعد از پيمبر كسى كه در اسلام برتر ودر راه خدا ورسول مخلصتر است جانشين پيمبر وجانشين جانشين أو است » بجانم ( يا به دينم ) سوگند كه آن دو را در اسلام پايه اى بزرگ است ، واز تير مرگى كه بدانها رسيده زخمى سخت در پيكر اسلام پديد آمده خداوند رحمتشان كناد ونيكوترين پاداش دهاد . ( 1 )
--> ( 1 ) ترجمه عبارت مطابق نسخه بحار چنين است : ودر آن كتاب گفتى : خداوند از مسلمانان يارانى . . . . جانشين پيمبر صديق ، وجانشين جانشين أو فاروق است . بجانم سوگند آنچه در نامه ات در بارهء بو بكر وعمر آوردى اگر تمام باشد آن همه صفات از تو دور است ( يعنى به آنها متصف نيستى ولياقت مقام خلافت ودر دست گرفتن زمام أمور ملت را ندارى ) واگر ناتمام است بتو ثلمه ورخنه اى رو نخواهد كرد . تو را به صديق چه رسد صديق آن كس است كه حق ما را تصديق كند ، وتو را چه رسد به فاروق فاروق آن كسى است كه ميان ما ودشمنان ما فرق گذارد