حبيب الله الهاشمي الخوئي
31
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
الترجمة از كلام آن حضرت است كه بدان با عبد اللَّه بن زمعه سخن گفت وأين مرد بيوقوف اگر چه از پيروان آن حضرت بود ولي بمقام شامخ آن وليّ اللَّه أعظم وقبله نماى طالبان كعبهء حق ومجسمهء عدل ومظهر أتم اله كمال معرفت حاصل نكرده بود ، در أيام خلافتش از حضرتش بي جهت استحقاق مالي طلب كرد پس آن كلام اللَّه ناطق وفيصل حق وباطل در جوابش فرمود : كه اين مال نه از آن من است ونه از آن تو اين غنيمت مسلمانان واندوختهء شمشير ايشان است پس اگر در كار زار با ايشان انباز بوده اى در بهرهء از آن نيز انبازى وگر نه حاصل دسترنج آنان طعمهء ديگران نخواهد شد . هر كو عمل نكرد وعنايت اميد داشت دانه نكشت إبله ودخل انتظار كرد نا برده رنج گنج ميسّر نمىشود مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد ومن كلام له عليه السّلام وهو المأتان والواحد والثلاثون من المختار في باب الخطب ألا إنّ اللَّسان بضعة من الإنسان فلا يسعده القول إذا امتنع ، ولا يمهله النّطق إذا اتّسع ، وإنّا لأمراء الكلام ، وفينا تنشّبت عروقه ، وعلينا تهدّلت غصونه ، واعلموا رحمكم اللَّه أنّكم في زمان القائل فيه بالحقّ قليل ، واللَّسان عن الصّدق كليل ، واللَّازم للحقّ