حبيب الله الهاشمي الخوئي
125
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
* ( وَإِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَمَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ » ) * ان في اللَّه تعالى عزاء من كلّ مصيبة وخلفا من كل هالك ودركا مما فات فباللَّه فثقوا وإياه فارجوا فان المصاب من حرم الثّواب هذا آخر وطيى من الدنيا قالوا سمعنا الصوت ولم نر الشخص . الترجمة از كلام آن بزرگوار است ، در حالي كه مباشر غسل رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه وآله وتكفين وتدفين أو بود فرموده است : پدر ومادرم فداى تو باد هر آينه بموت تو نبوّت وخبر دادن بحقائق ووحى آسمانى قطع شد كه بموت ديگر پيغمبران قطع نشده بود « زيرا آن حضرت خاتم أنبياء است وتا قيام قيامت شريعت أو منسوخ نمىشود وديگر بر كسى كتاب آسمانى وحى نمىشود » ، مصيبت تو مصيبت مخصوص وممتازى است كه ديگر مصيبتها را تسلَّى دهنده است وعام است كه همه آدميان را فرا گرفت وهيچكس از آن فارغ نيست ، واگر امر بشكيبائى ونهى از بيتابى نمىفرمودى هر آينه آب چشم را « كه از درزهاى كاسه سر فرود مىآيد واز مجراى عين خارج مىشود » در مصيبت تو تمام مىكرديم ، وهر اينه درد وغم پيوسته همدم بود « ودر بر طرف شدن مماطله وامروز وفردا ميكرد » واندوه والم هم قسم وملازم بود ، وأين درد پيوسته واندوه هميشه براي تو اندكست « يا آن گونه گريستن وهمدم اندوه وماتم بودن براي تو اندكست » وبراى بيش از اين سزاوار ودرخورى . ولكن مرگ تو چيزيست كه ردّ آن مقدور كسى نيست ودفع آن در استطاعت احدى نه ، « ويا اين كه : آن مقدار كه گريستيم وبا غم واندوه همدم بوديم دفع آن ميسور نبود ، به بيانى كه در شرح گفته أيم »