حبيب الله الهاشمي الخوئي

64

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

بان ومىگفت كه من شنيده أم آنرا از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم ، پس اگر مىدانستند مسلمانان كه أو غلط كرده است در آن قبول نمىكردند آن حديث را از أو ، واگر مىدانست آن كس كه آن حديث همچنين است هر آينه ترك مىنمود آنرا . وشخص سيّمى شنيد از حضرت رسالتماب صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم چيزى را كه أمرى نمود بان پس نهى فرمود آن وآن شخص ندانست نهى آنرا ، يا اين كه شنيد كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم نهي ميكرد از چيزى پس أمر فرمود بان وآن شخص ندانست امر به آن را پس حفظ نمود منسوخ را كه حكم أوليست وحفظ نكرد ناسخ را كه حكم ثانوي بود ، پس اگر مىدانست كه حكم أولى منسوخ است هر آينه ترك ميكرد آن حكم را ، واگر مسلمانان مىدانستند وقتي كه از أو شنيدند آنرا كه آن منسوخ است هر آينه ترك مىكردند آنرا . وشخص ديگر چهارمى است كه دروغ نگفته بر خداى تعالى ونه بر رسول خدا ، دشمن دارنده دروغست از جهت ترس خدا وتعظيم رسول خدا ، وتوهّم وغلط نكرده است بلكه حفظ نموده آنچه كه شنيده است بر وجهي كه شنيده است پس آورد آنرا يعنى روايت نمود بهمان قرار شنيده شده بدون زيادة ونقصان ، پس حفظ كرده ناسخ را وعمل كرده بان ، وحفظ كرده منسوخ را واجتناب نموده از آن ، وشناخته است خاص وعام را پس گذاشته هر خبر را در مكان خود ، وشناخته متشابه ومحكم را وگاهى بود كه صادر مىشد از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم كلاميكه از براي أو دو وجه بود پس كلامي كه مخصوص بود وكلامي كه عموم داشت پس مىشنيد آنرا كسى كه نمىشناخت آنچه را كه قصد كرده بود خدا بان ونه آنچه را قصد كرده بود بان رسول خدا صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم پس حمل مىنمود سامع آن كلام را وتوجيه مىنمود آنرا بدون معرفت بمعناى آن وبه آن چه كه قصد شده بان وبه آن چه كه صادر شده آن كلام از براي آن . ونبودند جميع صحابهء رسول خدا صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم كه سؤال كنند از أو وطلب فهم