حبيب الله الهاشمي الخوئي

426

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

وأما التحقيق العميق والبحث الدّقيق فممّا ينفر الطباع . الترجمة بدرستى كه پرهيزكارى كليد صلاح است وتوشهء آخرت وآزادى از بند بندگى ورهائى از دام هلاكت ، آنكه خواهنده خير است بتقوى بمقصود نائل آيد وآنكه از شر گريزان است بتقوى از آن رهائى جويد مقاصد مردمان بتقوى حاصل گردد پس اكنون كه عمل صالح بدرگاه الهى بالا مىرود وگناهكاران را توبه سود دارد آرامش حال برقرار وقلم فرشتگان بنوشتن اعمال بندگان روان است بكوشيد وبشتابيد پيش از آنكه عمر از شما روى بگرداند وپشت كند وبيمارى مانع عمل شود ومرگ ناگهان فرود آيد . مرگ لذات شما را تباه سازد وشهوات شما را مكدّر كند وشما را از مقاصد خود باز دارد ، بديدن آيد آنكه دوستش نداريد ، وبا شما بكشتى در آويزد آنكه هرگز پشتش بزمين نيايد ، خون ريزد وكسى بكين أو برنخيزد دامهاى أو در شما آويخته ومصائب أو شما را احاطه كرده است پيكان أو بنشانه رسيده وحملهء أو بر شما گران است وتاختن أو پى در پى ، كم افتد كه ضربت أو نافذ نشود بزودى ابرهاى تيرهء مرگ شما را فراگيرد وبيمارىها از جوانب در آيند وامواج تاريك آن بر گرد شما احاطه كند وسكرات موت شما را از خود باز گيرد وبشتاب ببرد وبحسرت براند در ميان طبقات تاريك وطعم آن بسيار ناگوار است ، گوئى اينك شما را دريافته گويندهء شما را خاموش كرد وانجمن شما را پراكنده ساخت وآثار شما را محو كرد وسراهاى شما را خالى گذاشت وارثان را برانگيخت تا ميراث شما را تقسيم كردند ، يكى دوست نزديك شماست اما سود بحال شما ندارد ، ديگرى خويش است واز مرگ شما اندوهناك اما دفع مرگ نمىتواند كرد ، وسيمى از مرگ شما شاد است وجزع نمىكند . بر شما است كه بجان بكوشيد وآماده گرديد ودر جائى كه بايد توشه