حبيب الله الهاشمي الخوئي

51

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

مىدهند بر وجود أو مرئيات ومبصرات نه با عنوان حضور ، واحاطه نكرد أو را وهمها بلكه هويدا شد از براي أوهام بأوهام وبسبب عقلها ممتنع شد از ادراك عقول وبسوى عقلها محاكمه كرد عقلها را خداوند متعال صاحب بزرگي نيست چنان بزرگى كه ممتد بشود بوجود أو نهايات وأطراف پس بزرگ گرداند نهايات أو را در حالتي كه صاحب جسم باشد ، وصاحب عظمت نيست چنان عظمتي كه منتهى بشود بأوغايتها پس عظيم نمايند أو را در حالتي كه صاحب جسد باشد بلكه بزرگست از حيثيت شأن وعظيمست از حيثيت سلطنت . وشهادت مىدهم كه محمّد بن عبد اللَّه صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم بندهء برگزيده أو است وأمين پسنديده أو ، فرستاد أو را با حجتهاى واجب ، وبا ظفر وغلبهء ظاهر ، وبا واضح نمودن راه پس رسانيد رسالت را در حالتي كه شكافنده بود ميان حق وباطل را ، وحمل كرد خلق را براه راست در حالتي كه دلالت كننده بود بر آن ، وبر پا نمود علمهاى راه يافتن ومنارهاى روشنى را ، وگرداند كوههاى اسلام را محكم وريسمانهاى ايمان را بغايت استوار . وبعضى از فقرات اين در وصف خلقت عجيبه وغريبهء اصنافي از حيواناتست مىفرمايد : اگر فكر مىكردند در قدرت عظيمه ونعمت جسيمهء پروردگار هر آينه بر مىگشتند براه راست ، ومىترسيدند از عذاب آتش ، ولكن قلبها ناخوش است وديدها معيوب آيا نظر نمىكنند بسوى كوچك آنچه خلق فرموده از حيوان چگونه محكم ساخته خلقت آنرا واستوار گردانيده تركيب آن را ، وشكافته از براي آن گوش وچشم را ، ومعتدل نمود از براي أو استخوان وپوست را . نظر بكنيد بسوى مورچه در غايت خوردى جثهء أو ولطافت هيئت أو نزديك نيست كه ادراك شود بنگريستن بگوشهء چشم ونه با طلب درك فكرها چگونه حركت مىنمايد بر زمين خود ، وهجوم آورد بر روزي خود ، نقل ميكند دانه را بسوى سوراخ خود ، ومهيا مىنمايد آن دانه را در مقرّ خود ، وجمع ميكند آن را در گرماى خود