حبيب الله الهاشمي الخوئي
52
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
از براي سرماى خود ، ودر أيام تمكَّن خود براي أيام عجز خود ، كفيل كرده شده بروزى آن ، وروزى داده شده بچيزى كه موافق مزاج أو است در حالتي غفلت نمىنمايد از آن خداوندى كه كثير العطاء است ، ومحروم نمىفرمايد آنرا خدائى كه جزا دهنده بندگانست اگر چه بوده باشد آن مورچه در سنگ سخت وخشك ودر سنگ محكم واستوار . واگر فكر نمودى در مجراهاى غذاى أو ودر بلندى وپستى أعضاى أو ودر آنچه در درون أو است از أطراف دنده ها كه مشرفست بشكم أو ، ودر آنچه كه در سر أو است از چشم أو وگوش أو هر آينه تعجب مىكردى از خلقت آن بغايت تعجّب ، وملاقات مىكردى از وصف آن بتعب ومشقت ، پس بلند است خداوندى كه بر پا داشت آنرا بقائمهاى آن كه دست وپاى أو است ، وبنا نمود عمارت بدن آنرا بر ستونهاى آن كه اعضا وجوارح أو است ، در حالتي كه شريك نشد أو را در آفريدن آن هيچ آفريننده واعانت نكرد أو را در خلقت آن هيچ صاحب قدرت . واگر سير كنى در راههاى فكر خودت تا برسى بنهايتهاى آن راه ننمايد تو را راه نماينده مگر بر اين كه خالق مورچه كوچك همان خالق درخت خرماى بزرگ است از جهت دقت ولطافت تفصيل هر شيء واز جهت صعوبت وغموض اختلاف هر ذي حياة ، ونيست بزرگ جثه ولطيف بدن وسنگين وسبك وصاحب قوّت وصاحب ضعف در ايجاد فرمودن أو مگر يكسان ، وهمچنين آسمان وهوا وآب وباد . پس نظر كن بسوى مهر وماه ودرخت وگياه وآب وسنگ وبسوى اختلاف نمودن اين شب وروز ومنفجر شدن اين درياها وبسيارى اين كوهها ودرازى اين سرهاى كوهها ومتفرق شدن اين لغتها وزبانهاى مختلف گوناگون . پس واي بر كسى كه انكار نمايد خداوند صاحب تقدير را ، وكافر شود بخداوند صاحب تدبير ، وگمان كرده اند كه ايشان مثل گياه خودرويند كه نيست ايشان را زراعت كننده ، ونه از براي صورتهاي مختلفهء ايشان آفريننده ، واستناد نكردند بدليلي در آن چيزى كه ادعا نمودند ، وبتحقيقي در آن چيزى كه حفظ كردند وذهني