حبيب الله الهاشمي الخوئي
349
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
خالص ومحلهاى كاشتن باغها را ، وأين كه جمع نمايد با ايشان مرغ آسمان ووحشيهاى زمينها را هر آينه مىنمود ، واگر مىنمود اينها را هر آينه ساقط مىشد امتحان وابتلاء ، وباطل مىشد جزا وثواب ، وبهم مىخورد خبرهاى پيغمبران ، وهر آينه واجب نمىگرديد از براي قبول كنندگان احكام دين اجرهاى ممتحنين ، ومستحق نمىشد مؤمنان ثواب نيكوكاران را ، ولازم نمىگرديد اسمها به معنىهاى حقيقي خود وليكن حق سبحانه وتعالى گردانيده است پيغمبرهاى خود را صاحبان قوّت در عزمهاى خود ، وصاحبان ضعف در آنچه مىبيند آن را چشمها از حالتهاى فقر وپريشانى ايشان با قناعتي كه پر ميكند قلبها وچشمها را از حيثيّت بي نيازى ، وبا گرسنگى كه پر گرداند ديدها وگوشها را از حيثيّت اذيّت . واگر بودندى پيغمبرها أهل قوّتى كه قصد كرده نشود ، وأهل عزّتى كه مغلوب ومظلوم نگردد ، وصاحب سلطنت وملكي كه كشيده شود بجانب آن گردنهاى مردمان ، وبسته شود بسوى أو گرههاى پالانهاى مركبان ، هر آينه مىشد آسانتر بر خلق در عبرت بر داشتن از ايشان ، ودورتر از براي ايشان از تكبّر نمودن بر ايشان ، وهر آينه ايمان مىآوردند آن خلق از ترس وخوفى كه قهر كننده باشد ايشان را ، يا از رغبت وطمعى كه ميل آورنده باشد ايشان را ومىبود نيتهاى خلق غير خالص ومشوب برهبت ورغبت ، وأعمال حسنه ايشان قسمت يافته ومخلوط بريا وسمعت . وليكن حق تعالى اراده فرمود اين را كه باشد متابعت پيغمبران أو وتصديق كتابهاى أو وفروتنى براي ذات أو ، وتمكين كردن براي حكم أو ، وگردن نهادن براي طاعت أو كارهائى كه مختص بأو باشد كه مشوب نباشد به آنها چيزى از رياء وسمعت ، وهر قدر امتحان وابتلاء بزرگتر باشد ثواب وجزاء زياد تر گردد . آيا نمىبينيد كه خداوند تعالى امتحان فرموده اولين را از نزد جناب آدم