حبيب الله الهاشمي الخوئي
287
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
الترجمة از جمله كلام بلاغت نظام آن امام أنام است عليه الصّلاة والسّلام در مذمّت أصحاب خود مىفرمايد : حمد وثنا ميكنم معبود بحق را بر آنچه قضا فرمود از هر أمر وتقدير كرد از هر فعل ، وبر امتحان شدن من بشما اى گروهى كه چون أمر مىكنم مرا أطاعت نمىنمائيد ، واگر دعوت بكنم أجابت نمىكنيد ، واگر مهمل گذاشته شويد يا مهلت داده شده باشيد غوص مىكنيد در لغو وباطل ، واگر محاربه كرده شويد ضعيف مىباشيد يا صدا مىكنيد مثل صداى گاو ، واگر جمعيت نمايند مردم بر امامي طعنه مىزنيد يا اين كه مفارقت مىنمائيد ، واگر خوانده شويد يا ملجأ شويد بسوى مشقّت يعني محاربه باز مىگرديد . بىپدر باشد غير شما چه انتظار مىكشيد با تأخير يارى كردن ومجاهده نمودن بر حق خودتان ، مرگ يا ذلَّت باد از براي شما ، پس سوگند بخدا اگر بيايد روز وفات من والبته خواهد آمد - هر آينه جدائى مىاندازد ميان من وميان شما در حالتي كه من دشمن گيرنده باشم صحبت شما را ، ودر حالتي كه من بسبب شما صاحب كثرت قوّت وزيادتي شوكت نمىباشم ، از براي خدا است خير شما آيا نيست ديني كه جمع نمايد شما را ، آيا نيست حميّت غيرتي كه باعث حدّت شما بشود ، آيا نيست عجيب اين كه معاوية دعوت ميكند جفا كاران وفرومايگان را پس متابعت ميكنند بر أو بدون اين كه جيره ومواجبي به آنها بدهد ، ومن دعوت ميكنم شما را در حالتي كه شما پس مانده اسلام وبقيه مردمان هستيد بسوى معونت يا طائفه از عطاء پس متفرّق مىشويد واختلاف مىورزيد بر من . بدرستى كه خارج نمىشود بسوى شما از امر من چيزى كه متضمّن رضا وخوشنوديست پس خوشنود بشويد از آن ، يا چيزى كه متضمّن سخط وخشم است پس اجتماع نمائيد بر آن ، وبدرستى كه دوستترين چيزى كه من ملاقاة كننده أم بسوى من مرگ است ، بتحقيق كه من درس گفتم شما را كتاب خدا را ومحاكمه