حبيب الله الهاشمي الخوئي
32
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
است ، وصاحب ثروت آن صاحب نكبت شده است ، وهمسايهء آن ربوده شده از آن تمام مال أو . آيا نيستيد شما در مسكنهاى كساني كه بودند پيش از شما در حالتي كه درازتر بودند از حيثيّت عمرها ، وباقىتر بودند از حيثيّت اثرها ، ودورتر بودند از حيثيّت آرزوها ، وآماده تر بودند از حيثيّت شمار ، وانبوه تر بودند از حيثيّت لشكر پرستيدند از براي دنيا پرستيدنى وبرگزيدند آنرا چه برگزيدنى ، پس از آن كوچ كردند از آن بدون توشه كه بمنزل برساند ، وبدون مركبى كه قطع مراحل نمايد . پس آيا رسيد بشما كه دنيا سخاوت ورزيد از براي آنها از روى طيب نفس بفديه دادن ، ورها نمودن ايشان ، يا آنكه يارى كرد ايشان را بمعاونتى ، يا اين كه خوب نمود از براي ايشان صحبتي ومعلوم است كه هيچكدام از اينها ننمود بلكه پوشانيد بايشان وبار نمود ايشان را كارهاى سنگين ، وضعيف نمود بمحنتهاى كوبنده ومضطرب كرد ايشان را بحوادث ، وبخاك ماليد ايشان را بسوراخهاى دماغها ، ولگدكوب كرد ايشان را بدستها وپايها ، واعانت نمود بضرر ايشان حادثات دوران را . پس بتحقيق ديديد شما تغير دنيا را مر آن كسى را كه تقرّب جست بآن وبرگزيد أو را وچسبيد بآن تا اين كه كوچ كردند از آن بفراق دائمي آيا توشه داد ايشان را بغير از گرسنگى ، يا فرود آورد ايشان را غير از تنگى ، يا روشن كرد از براي ايشان غير از تاريكى ، يا آنكه از پى در آورد ايشان را غير از پريشانى ، آيا پس اين دنياي بىاعتبار اختيار مىكنيد يا بسوى آن مطمئن مىباشيد يا بر أو حريص مىشويد پس بد سرائى است آن از براي كسى كه متّهم ندارد أو را ونباشد در أو بر ترس وهراس از آن . پس بدانيد واعتقاد نمائيد وشما عالم هستيد بآن كه شما ترك كننده آن هستيد ، وكوچ كننده أيد از آن ، وپند گيريد در آن به آن كساني كه گفتند كه كيست