حبيب الله الهاشمي الخوئي

33

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

سختتر از ما از حيثيّت قوت ، برداشته شدند بسوى قبرهاى خود ، پس خوانده نشدند سواران ، وفرود آورده شدند در قبور پس خوانده نشدند مهمانان ، وگردانيده شد از براي ايشان از روى زمين قبرها واز خاك كفنها يا پوشاكها واز استخوانهاى پوسيده همسايها ، هستند كه أجابت نمىكنند خواننده را ، وممانعت نمىكنند ظلم را ، وباك نمىدارند از نوحه وزارى ، اگر داده شدند باران شاد نگشتند ، واگر رسيدند بقحط وتنگى نوميد نشدند . اجتماع دارند وحال آنكه ايشان تنهايند ، وهمسايگانند وحال آنكه ايشان دورند ، نزديكند بيكديگر وحال آنكه ايشان زيارة يكديگر نمىتوانند كنند ، وخويشند بهمديگر وحال آنكه اظهار خويشى نمىنمايند ، حليم هستند در حالتي كه رفته است كينهاى ايشان ، نادانند در حالتي كه مرده است جسدهاى ايشان ، ترسيده نمىشود از اندوه ومصيبت ايشان ، واميد گرفته نمىشود دفع نمودن ايشان ، عوض كردند بظاهر زمين باطن را ، وبفراخى تنگيرا ، وبانسيت غريبى را ، وبنور وروشنى تاريكى را . پس آمدند بروى زمين چنانچه مفارقت كردند از آن در حالتي كه پا برهنگان وتن برهنگانند در حالتي كه كوچ نمودند از آن با عملهاى خودشان بسوى زندگانى دائمي وسراى باقي چنانكه فرموده است حق سبحانه وتعالى : همچنان كه در ابتداء آفريديم خلق را اعاده مىكنيم ايشان را وعده كرديم آن را وعده كردنى در حالتي كه بر ما است وفا كردن بآن بدرستى كه ما كنندگانيم آنرا لا محاله وعده بعث واعاده را داده وقادر هستيم بر انجاز آن وعده . ومن خطبة له عليه السّلام وهى المأة والحادية عشر من المختار في باب الخطب يذكر فيها ملك الموت وتوفّيه الأنفس هل يحسّ إذا دخل منزلا ، أم هل تراه إذا توفّى أحدا ، بل كيف