حبيب الله الهاشمي الخوئي
102
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
الترجمة از جمله كلام آن جناب عليه الصّلاة والسّلام است در خصوص أنصار ، گفته اند راويان زماني كه رسيد بأمير المؤمنين خبرهاى سقيفهء بني ساعده واحتجاجات مهاجرين وأنصار در باب خلافة بعد از وفات حضرت رسول مختار ، فرمود آن حضرت كه چه گفتند أنصار بمهاجرين عرض كردند كه چنين گفتند كه بايد از ما أميري باشد واز شما أميري فرمود : پس چرا احتجاج نكرديد بر ايشان باين كه رسول خدا وصيت فرمود در حقّ ايشان باين كه احسان بشود در حق نيكو كار ايشان ودر گذرند از بد كردار ايشان ، عرض كردند كه چگونه باشد در اين گفتار حجّة بر أنصار پس فرمود آن حضرت كه اگر بود خلافت در ايشان نمىبود وصيت پيغمبر بايشان يعني لازم بود كه پيغمبر ديگران را بايشان بسپارد نه اين كه سفارش ايشان را بديگران بكند بعد از آن فرمود آن حضرت : پس قريش در مقام احتجاج چه گفتند بأنصار عرض كردند كه حجت آوردند با اين كه ايشان شجرهء رسول خدايند ، پس فرمود كه : حجّة آوردند بشجره وضايع كردند ثمرهء أو را ، يعنى بدرخت حجة مىآورند وثمرهء أو را كه آل محمّد عليه وعلى آله الصّلاة والسّلام هستند مهمل مىگذارند ، اللهمّ وفقنا . ومن كلام له عليه السلام وهو السابع والستون من المختار في باب الخطب لما قلَّد محمّد بن أبي بكر مصر فملك عليه وقتل رحمة اللَّه عليه وقد أردت تولية مصر هاشم بن عتبة ، ولو ولَّيته إيّاها لما خلَّى لهم العرصة ، ولا أنهزهم الفرصة ، بلا ذمّ لمحمّد ، فلقد كان إليّ حبيبا