ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

89

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

مقدّمهء سوّم گاهى جمعى از بيماران و كسانى كه صفرا و سودا بر آنها چيره شده است صورتهاى حسّى را مشاهده و حكم به درستى آنها مىكنند و از ترس آنها فرياد مىزنند و آن صورتها معدوم نيست چون معدوم قابل مشاهده نمىباشد و چون موجود است پس در خارج نيست و گرنه حسّ سالم آنها را مىديد و چون در خارج نيست پس در نفس ناطقه نقش نبسته چون صورتهاى حسّى در آن مرتسم نمىشود و نفس ذاتا جزئيّات را درك نمىكند بنا بر اين در نيرويى جسمانى وجود دارد ، آن نيرو ، بينايى نيست زيرا بيمار گاهى نابيناست يا در حالتى است كه نمىبيند پس در نيروى ديگرى است كه آن صورتها را در حس مشترك ادراك كرده است ، و اين صورتها از خارج در آن وارد نشده است بنا بر اين از داخل مىباشد حال يا از صورتهايى است كه در خيال جمع شده و در لوح حسّ ديده است يا از صورتهايى است كه نيروى متخيّله آن را تركيب كرده و در خيال جمع نموده و صورت آن در حس ترسيم شده است ، چون آن دو به منزلت دو آينهء روبروى يكديگر است ، علَّتش اين است كه نفس در حال بيمارى چون سرگرم ادارهء بدن است از ادارهء نيروى متخيّله ناتوان مىشود در نتيجه اين نيرو بر او غالب مىشود و بر ايجاد شبح نيرومند مىگردد . گفته نشود : كه اگر چنان باشد لازم خواهد بود كه هر چه تخيّل شود به حسّ در آيد چون آن تخيّل مخصوص به زمانى غير زمان ديگر نيست چون مىگوييم : آنچه همواره مانع اين نقش بستن است دو عامل بازدارنده است يكى حسّى مىباشد و آن سرگرم شدن صفحهء حسّ به چيزهايى است كه از صورتهاى خارجى بر آن وارد مىشود و گنجايش نقش بستن صورت ديگرى را ندارد . ديگرى عقلى يا خيالى است به اين صورت كه يكى از آن دو در وقت سرگرم شدن نيروى مفكَّره ، سرگرم خدمت به آن مىشود از اين رو براى كار مخصوص خود فراغت ندارد لذا قدرت ندارد كه صورتها را تركيب كند و براى حس آن را به صورت شبح در آورد جز اين كه بسا هست كه يكى از آن دو از ضبط مفكَّره عاجز مىشود در اين هنگام آنچه حسّ مىگردد چيره مىشود و آن را مشاهده مىكند . مقدّمهء چهارم خواب به ظاهر حسّ ظاهرى را سرگرم مىكند و گاهى هم نفس را مشغول مىكند و آن زمانى است كه طبيعت مشغول هضم غذا شود زيرا نفس نيروى هاضمه را در هضم پشتيبانى و كمك مىكند چون ثابت شده كه نفس در هنگام سرگرمى به كار مهمّ خودش باقى نيروها را از كارهاى خود متوقّف مىسازد و نفس ناگزير است به آن كمك