ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

84

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

مىباشد . و خدا سرپرست توفيق است . بحث پنجم در أحكام عارفان و اخلاق ايشان است امّا احكام : اوّلين حكم اين است كه هر درجه اى پيش از درجهء وصول به حق با مقايسهء به آن ناقص مىباشد . امّا توضيح آن : ناقص بودن درجهء زهد براى اين است كه زهد سرگرم شدن به غير حق مىباشد ، چون خالى كردن ذات از اشياى آلوده كننده و دلبستگيهاى جسمانى مشروط به آن است كه آنها را بفهمد و تصميم به نابود كردن آنها بگيرد و آن شعور و فهم توجّه كردن به غير حق محسوب مىشود و در حقيقت سرگرم شدن به غير خداست . امّا اين كه عبادت نسبت به درجهء وصول ناقص است براى اين است كه عابد هر گاه متكَّى به اين باشد كه نفس امّاره را به فرمان نفس مطمئنّه در آورد نشان ناتوانى و نقص اوست ، زيرا اگر ترس از ديگرى نباشد توجّه به اطاعت او و شادمانى به آن حاصل نمىشود . امّا عرفان با شادمانى نفس به آرايش حق و خوشبخت شدن با وصول به او ، سرگردانى است ، چون شادمان شدن به نفس به خاطر نزديك بودنش به حق و شادمانى به اين كه به ذات حق رسيده است شادمانى به غير خداست و ذاتا عشق به احوال نفس مىباشد . امّا سرگرم شدن به حقّ و دور انداختن هر چه غير اوست كه آخرين مقامات سلوك به حق مىباشد . رهايى مطلق و اخلاصى است كه تحقّق يافته است . حكم دوّم : اهل عرفان متفقّ القولاند بر اين كه مقامات سالكان به سوى حق در مورد غير خداوند خالى از تفريق و جمع نيست و در مورد حق جمع است امّا مقصود از تفريق خالى كردن ذات از غير حق متعال است و آن را چهار مرتبه است 1 - لازم است رهروان به سوى حق موظَّف شوند از غير خدا كه همان لذّتهاى جسمانى و خواسته هاى دنيوى است روى بگردانند و همواره در زحمت باشند تا نفوسشان پستترين تمايلات حيوانى را به فرمان خود در آورند و آن درجهء دوم تخليه است . آن گاه با كوشش آماده شوند تا غير حق را از دلهايشان بزدايند و بوى نفحات الهى را استشمام كنند و بكلَّى توجه به لذّتهاى فناپذير را رها نمايند و اين مرتبه سوّم تخليه است . آن گاه پيوسته آمادهء انس گرفتن با خداوند بلند مرتبهء قديم و جام پر ، كامل شوند تا اين كه غير حق پيش آنان نسبت به آن لذّتهاى كامل پست و ناچيز گردد و اين مرتبهء چهارم است . اين چهار درجه مراتب تخليه است و در زبان حكما درجات