ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

82

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

كه در قرآن به عنوان حكايت از حضرت موسى ( ع ) بدان اشاره شده است : تا گاهى كه نگريست او را مانند مارى سبك خيز ، برگشت روگردان و به پشت ننگريست ، اى موسى بيا و نترس كه تو از ايمن شدگانى ( 1 ) سپس عادت او به آشكار شدن آن پرده ها فزونى مىيابد تا بدان حجابها الفت مىگيرد و نفسش به آنها مطمئن و قلبش آرام مىشود در اين وقت در اصطلاح عرفا سكينه نام مىگيرد . تا اين كه آثار شادمانى با تابش آن انوار بر او آشكار مىشود پس از آنى كه پنهان بوده است و نشانه هاى تأسّف و اندوه در فراق آن نزدش فراوان مىشود به گونه اى كه آن ظهور كم گردد و در حال پيوند با حضرت حق همنشين خود را در وقت مسافرت حاضر و همراه خود بيند و او در هر دو حالت غايب و مسافر باشد و پيوسته در آن مندرج باشد و اين اندراج بر حسب صفاى جوهر و استعدادش به آن ملكه كامل است تا اين كه هر وقت بخواهد برايش آن حالت حاصل شود ، آن گاه در آن ترقّى نمايد تا به خواست خود آن را متوقّف سازد . بلكه برايش حالتى پديد آيد كه با ديدن هر چيزى پند گيرد بى آن كه نيّت پند گرفتن كرده باشد و وقتى در مقام سلوك به مطلوبش كه حق است نايل شد باطن او مانند آينه اى صاف مىشود كه چهرهء حق ( محاذى ) ( 2 ) و روبروى آن واقع مىشود در حالى كه با تابانيدن نور در آن وسعت مىيابد . و از لذّتهاى حقيقى شادمان مىگردد جز اين كه با

--> ( 1 ) قصص ( 28 ) آيه 31 . ( 2 ) نسخه هاى ديگر شرح نهج البلاغه حوفى يا مشابه آن مىباشد و ما به قرينهء گفتهء خود شارح ( ره ) در شرح فرمايش امير مؤمنان ( ع ) كه در ذيل مىآيد حوذى ضبط و آن را تصحيح كرديم ، سخن مولا اين است : « سوگند به خدا انس پسر ابو طالب به مرگ بيشتر از انس كودك به پستان مادرش مىباشد » . « چون علم آن حضرت به فرجام كارها و ادبار آن و آگاهيش به نتيجه حركتها با چشم بصيرتش كه همچون آينه اى صاف است و صور اشيا در آينه هاى عالم بالا ، در برابر آن واقع مىشود پس به همان صورتى كه هست در آن آينه نقش مىبندد » چاپ اول - صفحه 104 « و نظير آن است گفتار ديگرش در توصيف كسانى كه قرآن را به گونه اى كه شايستهء تلاوت است تلاوت مىكنند » چاپ اوّل صفحه 406 « : » تا آن جا كه نفوس آنان مانند آينه هاى جلا داده شده مىشود كه حقايق الهى در محاذات آن واقع ، و در آن نقش مىبندد و بدان آراسته مىگردد « و اصل تعبير از سخن ابن سينا گرفته شده ( نمط نهم كتاب اشارات را ملاحظه كنيد ) : » اشارة - چون رياضت عارف پايان يافت و به مطلوبش كه رسيدن به حق است رسيد سر خالى او از غير حق ، مانند آينه اى صاف مىشود كه با خواست خود به جانب حق محاذى مىشود و لذّتهاى حقيقى بر او ريزش مىكند إلخ و پيش از آن در سخن ديگرش گفته است : « هر گاه نفس روى بگرداند و به عالم مادّى يا به صورت ديگرى توجّه كند صورتى كه اوّل در آينه بود نابود مىشود و گويا آينه اى كه روبروى آن صورت در عالم معنى بوده است از مقابل صورت بر گردانده شده ، حال يا به طرف عالم مادّه يا به سوى چيزى ديگرى از امور عالم بالا » . محقّق طوسى در شرح عبارت دوّم مطلبى گفته كه عين عبارتش چنين است : « اين عبارت اشاره به نيازمندى به فراموشى و عامل آن است ، و اين كه در آينه مجسم مىشود براى اين است كه آينه در ميان اجسام به نفسى كه از مجردات افاضه مىشود شبيه تر مىباشد » .