ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

78

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

بنا بر اين رياضت در اينجا باز داشتن نفس از خواسته هاى خود و فرمان دادن ان به اطاعت از مولايش مىباشد و در قرآن كريم به آن دو اشاره فرموده است : * ( وَأَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّه وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى ) * ( 1 ) . امّا آنچه رياضت را تكميل مىكند چون هدف اصلى از رياضت ، رسيدن به كمال واقعى است و اين رسيدن منوط به حاصل شدن استعداد براى اوست و آن استعداد مشروط به از ميان رفتن موانع مىباشد و موانع ، داخلى و خارجى است قهرا آن غرض مستلزم سه امر خواهد بود ( 2 ) . اوّل : بر طرف ساختن غير خدا از آنچه هدف و مقصود است كه همان دور كردن غير خدا از راه راست مىباشد و آن موانع خارجى است . دوّم : نفس اماره را به فرمان نفس مطمئنّه در آورد تا خيال و واهمه را به جنبهء عالى جذب كند و بخواهد كه از باقى نيروهاى حيوانى كه همان موانع داخلى است پيروى نمايد . سوّم : آماده كردن نفس است براى اين كه به سرعت صورتهاى مطابق با واقع در آن مجسّم شود . چون براى اين اهداف امورى است كه آنها را تكميل و به آنها كمك مىنمايد نا گزير ، زهد حقيقى به هدف اول كمك مىكند ، و عبادات شرعى به غرض دوم ، يارى مىدهد و غرض از عبادات شرعى همان است . توضيح اوّلى اين است كه زهد حقيقى ( 3 ) روى گرداندن نفس است از آنچه او را از

--> ( 1 ) امّا آن كه از پروردگارش ترسيد و نفس را از هوى بازداشت . . . سورهء نازعات ، آيهء 40 . ( 2 ) اين مطالب از نمط نهم كتاب شفاى ابن سينا گرفته شده است و عين عبارتش در آنجا چنين است : « اشارة - آن گاه نياز به رياضت دارد و رياضت به سه منظور است : 1 - بيرون كردن غير حق از بخششهاى آشكار 2 - مطيع ساختن نفس امّاره براى نفس مطمئنه است تا نيروهاى تخيّل و واهمه را به توهماتى كه مناسب آن امر مقدس است بكشاند و آن را از توهماتى كه متوجّه آن امر پست مىسازد ، برگرداند و 3 - نرم و ظريف كردن سرّ براى هشدار دادن ، زهد حقيقى به اوّلى كمك مىكند ، و دوّمى را اشياى زيادى كمك مىنمايد كه عبارتند از : پرستش توأم با انديشه آن گاه لحنهاى به خدمت گرفته براى نيروهاى نفس كه به خاطر اشتباهى كه در سخن روى داده است ، اوهام را پذيرفته سپس سخن واعظ و گويندهء پاك با عبارتى رسا و نغمه اى نرم و گوشنواز و دليلها و توجيهات عالى و امّا غرض سوّم را انديشهء لطيف و عشق پاك كه تصوير معشوق در آن ايجاد مىشود نه سلطان شهوت ، كمك مىكند » . كارهاى خير شارح را خداى اجر دهد ، كه از اشاره كردن به عشق روى گردانده ، اگر چه عشق پاك باشد تا چه رسد كه در آن فرو رود . ( 3 ) اين بحث از نمط نهم كتاب شفاى ابن سينا گرفته شده است و عين عبارتش اين است : « تنبيه - زهد در پيش غير عارف تقريبا داد و ستدى است و گويا غير عارف با كالاى دنيا كالاى آخرت را مىخرد . و در نزد عارف و خداشناس نوعى پاكى از چيزى است كه او را از ذات حق باز مىدارد و خود بزرگ بينى در برابر هر چيزى غير از حق مىباشد و پرستش در پيش غير عارف نوعى داد و ستد است و گويا در دنيا كار مىكند براى مزدى كه در آخرت مىگيرد كه همان اجرت و پاداش است و در نزد عارف تمرين دادن كوششها و نيروهاى نفسانىاش يعنى واهمه و خيال است تا با عادت دادن آنها از طرف فريب به طرف ذات حق بكشاند و در نتيجه با سر باطنى سازگار شود . ( تا آخر گفته ابن سينا ) .