ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
69
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
مدرك آن را كمال و خير مىداند از آن جهت كه خير و كمال است [ يعنى لذّت ، ادراك حصول امر لذيذ براى لذّت برنده و رسيدن او به امر لذيذ است . ] و مانع و ضدّى ( 1 ) براى ادراك كننده وجود ندارد . شرح اين تعريف : امّا ادراك را شناختى . و ما آن را مقيّد به وصول ( 2 ) كرديم چون لذّت دريافتن شيء لذيذ نيست بلكه درك رسيدن به لذيذ و به دست آوردن آن است ، و گفتيم : آنچه در نزد مدرك كمال و خير است و كمال و خير واقعى را معتبر ندانستيم ، براى اين است كه گاهى چيزى در واقع كمال و خير است ولى ادراك كننده اعتقاد به كمال و خير بودن آن ندارد و از آن لذّت نمىبرد . و گاهى امرى در حقيقت كمال و خير نيست ولى ادراك كننده عقيده دارد كه خير و كمال است و از آن لذّت مىبرد . پس خير و كمالى معتبر است كه با درك كننده سنجيده شود نه آن كه با واقع مقايسه شود . به دو دليل رسيدن لذّت برنده به لذّت ، كمال و خير است . چون چيزى كه با درك كننده مناسب و لايق اوست به دو اعتبار مىباشد : 1 - اين كه حاصل شدن وصول به لذّت خالص از كاستى و استعداد باشد و به اين اعتبار كمال مىباشد . 2 - وصول به لذّت مؤثّر باشد و به اين اعتبار خير است . اين كه گفتيم : من حيث هو كذلك « از آن نظر كه لذّت است » : براى اين است كه گاهى چيزى از نظرى كمال و خير مىباشد و از لحاظى كمال و خير نيست ، و لذّت بردن به چيزى از آن نظر كه كمال و خير است لذّت مىباشد و به همان دليل ذكر آن قيد ضرورى بود . دليل اين كه قيد : و لا شاغل ، را آورديم اين است كه گاهى شخص به لذيذ مىرسد و به خاطر اين كه باز دارنده اى هست از آن لذّت نمىبرد . انسانى كه معده اش پر از غذاست قطعا از غذاى حاضر لذّت نمىبرد . و اين كه گفتيم و لا مضار . براى اين است كه انسان گاه به شيء لذيذ مىرسد و به خاطر بودن ضدّ آن لذّت نمىبرد مانند كسى كه معده اش بيمار است و بر اثر چيرگى تلخى ، شيرينى بزاقش تغيير كرده است . خوراكى شيرين به ذائقه اش مىرسد و از آن لذّت نمىبرد . حال كه معناى لذّت را دانستى ، بر تو روشن است كه درد و رنج ضدّ لذّت است . و
--> ( 1 ) مطلب بالا از ابن سينا گرفته شده و در اوايل نمط هشتم اشارات آمده است . طالبان مراجعه كنند . ( 2 ) اين عبارت مطابق با مطالبى است كه محقق طوسى در ضمن شرح اين تعريف ذكر كرده است و از تكرار آن خوددارى مىشود . هر كه خواست به اوايل نمط هشتم اشارات مراجعه كند .