ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
70
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
آن ، ادراك رسيدن به چيزى است كه در پيش ادراك كننده آفت و شرّ است از آن جهت كه آفت و شرّ مىباشد . و در اين ادراك براى دريابنده ، بازدارنده و مانعى وجود ندارد . شرح اين تعريف از تعريف لذّت كه ضدّ اوست روشنتر است . بحث سوّم در اثبات لذّت عقلانى براى ارواح آدمى است بى شك براى جوهر عقلانى ما كمالى ( 1 ) است ، آن كمال اين است كه جلوهء ذات حق به اندازهء توان و ظرفيّتش در او نقش بندد چون ادراك و تعقل خداوند آن طور كه شايسته است براى غير خودش ناممكن است . آن گاه صورت معلولات ذات حق با رعايت ترتيب تا آخرين وجود برايش تجلَّى مىكند و به صورتى قطعى و بدور از آلودگى به گمان و خالص از آميزهء و هم و خيال در آن نقش مىبندد . به گونه اى كه ميان ذات عاقل و ميان آنچه در او نقش مىبندد ابدا فرقى وجود ندارد . ( اتحّاد عاقل و معقول ) بلكه بطور مطلق عقل مستفاد مىشود . و بى شك اين كمال در مقايسهء با او خير است و يقينا شخص عاقل اين كمال و خير را ادراك مىكند و برايش حاصل مىشود . در نتيجه از آن لذّت مىبرد و اين همان لذّت عقلى مىباشد . و تو پس از مقايسه كردن اين لذّت با لذّت حيوانى مىيابى كه لذّت عقلانى برتر و از نظر چگونگى قويتر و مقدارش بيشتر از لذّت حسّى است . دليل برترى لذّت عقلانى بر لذت جسمانى اين است كه به وسيله عقل ، ذات حق و صفات و فرشتگانش و چگونگى وضع عالم بالا و پايين ادراك مىشود . و به وسيله حسّ رويهء اجسام و عوارض جسمانى درك مىگردد . و چون ادراكات عقلانى برتر و كاملتر مىباشد ، بهجت و شادمانى در رسيدن به آن برتر و بالاتر خواهد بود . دليل قويتر بودن
--> ( 1 ) از نمط هشتم اشارات ابن سينا گرفته است و عين عبارت اشارات اين است : « تنبيه - هر چيزى كه از آن لذّت مىبرند سبب كمالى است كه براى درك كننده لذّت حاصل مىشود و نسبت به او خير مىباشد » و بى شك كمالات و ادراكات آن يكسان نيست تا اين جا كه مىگويد : كمال جوهر عاقل اين است كه جلوه ذات حق به اندازه اى كه ممكن است به كمك نور ويژه او بدان برسد نقش بندد آن گاه تمام هستى آن چنان كه هست خالى از هر آلودگى بعد از ذات حق يعنى جواهر عقلى عالى آن گاه جواهر روحانى آسمانى و اجرام آن سپس آنچه در مرتبهء متأخر آن مىباشد در شخص عاقل نقش بندد ، نقشى كه ممتاز از ذات نباشد و اين همان كمالى است كه جوهر عقلانى به وسيله آن فعليّت مىيابد تا آن جا كه مىگويد : پس نسبت لذّت عقلانى به شهوانى مانند نسبت خبر يقينى و پى آمد آن به رسيدن كيفيت شيرين است . . . تا آخر ، سخن ابن سينا .