ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

336

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

و زعرور به ضمّ ( ز ) كه از نظر وزن مانند عصفور است شخص بد اخلاق مىباشد و مردم عامى گويند : رجل زعرور مردى كه در آن بد خلقى باشد و در برگزيدهء صحاح چنين آمده است : معناى سخن امام ( ع ) اين است كه مقصود از زيارت كسى ، شاد كردن دل او و وارد ساختن شادمانى در سينهء اوست و آن به دست نيايد جز با بشّاش بودن صورت ديدار كننده نه به آشكار كردن اندوه و قصد شكستن دل . شعر ( 1 ) : ز بخت روى ترش كرده پيش يار عزيز مرو كه عيش برو نيز تلخ گردانى به حاجتى كه روى تازه روى و خندان رو فرو نبندد كار گشاده پيشانى پس اگر نزد دوستت با چهرهء گرفته بر وى و با دلى غمگين ، ديدار تو به بد خلقى منقلب شود و احترامت به خوار ساختن او پس براى او سزاوار است كه به تو گويد : اى كاش ميان من و تو دورى و فاصله ميان خاور و باختر بود . پس بد همنشينى ( 2 ) است . 23 - لا صواب مع ترك المشورة . امير مؤمنان ( ع ) فرمود : با رها كردن راى زنى صواب وجود ندارد . شارح گويد : صواب ضدّ خطا و اشتباه است و آن حكمى است كه مطابق با واقع باشد و ظاهر اين است كه صواب در اصل لغت از : صاب السّهم يصوب صيبوبة هر گاه عادل باشد و از جهت برابرى به طرف ( 3 ) ديگرى متمايل نشود ، و در عرف عام به صورت اسم مصدر از فعل اصاب نه مصدر صاب به كار مىرود ، زيرا در معناى صواب : صائب گفته نمىشود بلكه مصيب گفته مىشود . از حاشيه كتاب مطالع ( 4 ) چنين استفاده مىشود .

--> ( 1 ) دو شعر فوق از شيخ سعدى است ( به گلستان چاپ عبد العظيم قريب باب سوّم صفحه 101 ، بنگريد ) . ( 2 ) ذيل آيه 38 سورهء زخرف ( 43 ) و در حاشيه كتاب است كه : « بعد المشرق ، يعنى دورى مشرق از مغرب ، پس مشرق را بر مغرب غلبه داده و مثنّا آورده شده و بعد به آن دو اضافه شده است ، در تفسير قاضى چنين آمده است » . ( 3 ) و لم يجره . با ( راى ) بدون نقطه از جار يجور است هر گاه از جهت استوا و برابرى مايل شود . ( 4 ) در حاشيه است : « از اين سخن تفاوت ميان صاب و اصاب معلوم شد و امّا خطأ و اخطاء با هم فرقى ندارند بلكه دو لغت به يك معنايند ، شاهد بر آن چيزى است كه در مثل واقع شده است : مع الخواطى سهم صائب ، اين مثل براى كسى زده مىشود كه فراوان اشتباه مىكند و گاهى هم كار صحيح انجام مىدهد ، صورت استشهاد به آن اين است كه تير متصف به تعمد به آنچه سزاوار نيست نمىشود با آن كه به خطا كردن موصوف مىگردد چون خواطى جمع خاطئ است نه مخطئ پس دقت كن ، و ارموى ميان آن فرق گذاشته و گفته است : مخطئ كسى است كه قصد صواب كرده پس به غير حق رفته است و خاطئ كسى است كه عمدا به آنچه سزاوار نيست گراييده در حاشيه شرح مطالع چنين آمده است .