ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

334

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

كه صد و بيست سال بر عمرش گذشته بود پرسيدم ، عمرت را چه چيزى طولانى كرده است جواب داد : حسد را رها كردم پس باقى ماندم . 20 - لا محبة مع مراء . امير مؤمنان ( ع ) فرمود : با لجاجت دوستى نيست ( نمىماند ) . شارح گويد : مراء جدال و مخالفت كردن است ، و محبّت ميل هميشگى با دلى سر گشته مىباشد . و جنيد ( ره ) گويد : محبّت زياده روى در خواستن بدون رسيدن اوست گويند : برگزيدن محبوب بر هر چيزى كه همراه آدمى است ، و گويند : همراهى كردن با دوست در حضور و غياب است . و در اين كه اصل و ريشهء محبّت در لغت چيست اختلاف كرده‌اند ، بعضى از اهل لغت گفته‌اند : از حبّ و به معناى صفاى سفيدى دندان و تازگى آن است ، و چنان نامگذارى شده چون قلب با آن صفا مىيابد . و گويند : از حباب است و آن چيزى است كه در موقع باران شديد روى آب تشكيل مىشود ، بنا بر اين محبّت جوشيدن دل در وقتى است كه آدمى تشنه و محتاج ديدار دوست شود ، و گويند : از حباب آب ( به فتح حا ) يعنى بيشتر آب ، و نامگذارى براى اين است كه دوستى بزرگترين امور مهمّ قلب مىباشد . و گويند : از لزوم و ثبات است ، گفته مىشود : احبّ البعير هر گاه سينه بر زمين نهد و بر نخيزد ، پس گويا دوست ياد محبوبش را از دل نمىبرد ، و گويند : از حبّ به معناى چهار چوبى است كه كوزه و خمره را بر آن مىنهند ، و مناسبت نامگذارى اين است كه از طرف محبوب خود ، همهء آنچه از او مىرسد تحمّل مىكند و تمام آنها كه گفته شد خبر از موافقت دوست با محبوب مىدهد . مراء مخالفت كردن و مجادله است پس موافقت و مجادلت با هم جمع نمىشوند ، و هر كس مدّعى موافقت شود با داشتن مرا دروغگوست . 21 . لا سؤدد مع انتقام ، امير مؤمنان ( ع ) فرمود : با كيفر گرفتن سرورى نخواهد بود . شارح گويد : سؤدد مصدر است گفته مىشود : ساد قومه يسوده سيادة و سودة و سوددا [ و سؤددا ] با همزه و سيدوده ] و يكى از دو ( دال ) زيادى است تا به فعلل ملحق شود مانند جندب و برقع ، و انتقام كيفر گرفتن است .