ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

333

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

ورزيدن سودمند نمىباشد چنان كه شاعر گفته است : حرص ورزى بر دنيا را رها كن در حالى كه روزى در آن طمع نمىرود زيرا روزى قسمت شده و بد گمانى سود نمىبخشد . هر كه داراى حرص است درويش است و هر كه قانع است ثروتمند و بى نياز است ( 1 ) . 19 - لا راحة مع الحسد . امير مؤمنان ( ع ) فرمود : با حسد راحتى نيست . شارح گويد : حسد آن است كه آرزو كنى نعمت شخص مورد حسد از بين برود و همان نعمت به تو منتقل گردد ، و گويند : اگر از ميان رفتن نعمتى را از كسى بخواهد كه مصلحت خداوند نعمت در آن است حسد محسوب مىشود ، و خواستن مانند آن براى خود غبطه ( 2 ) و رشك مىباشد ، و از ميان رفتن نعمتى كه در زوال آن خيرى براى صاحبش نيست غيرت به شمار است ، به عنوان مثال اگر بر طرف شدن دانش را از كسى كه بدان عمل مىكند بخواهى حسد است . و از كسى كه بدان عمل نمىكند غيرت ، و خواستن مانند آن رشك است ، دو تاى آخرى جايز است ولى اوّلى جايز نمىباشد ، چون عبادات را فاسد مىكند و آدمى را به گناهان وا مىدارد ، چنان كه يكى از فرزندان آدم ديگرى را از روى حسد بكشت ، يكى از دانشمندان گفته است : شخص حسود منكر حق است چون راضى به حكم خداى يكتا نيست . معناى سخن امام عليه السلام اين است كه - جهان خالى از نعمتها نيست ، و هر كه زوال آنها را مىخواهد همواره در غم و اندوه مىباشد ، و هرگز آسايشى ندارد ، مانند كسى كه زهر خورده است ، پس بر هر كسى لازم است كه از حسد بپرهيزد چون اثرش در شخص حسود بيش از شخص مورد حسد آشكار مىگردد ، و از اصمعى نقل شده كه گفت : از اعرابى

--> ( 1 ) دع الحرص على الدنيا و فيها الرزق لا تطمع فانّ الرزق مقسوم و سوء الظنّ لا ينفع فقير كلّ ذى حرص غنّى كل من يقنع ( 2 ) در حاشيه است : « و گويند غبطه عملى نيكو و پسنديده است هر گاه آرزومند ، چيزى را آرزو كند كه با آن به خداى متعال نزديك شود مانند : طلب دانش به منظور به كار بستن آن و راهنمايى مردم ، و طلب مال كردن براى بخشيدن در راه خير ، و گويند : غبطه و رشك هر گاه در مورد امر مباحى باشد كه منجرّ به خطرى نشود عيبى ندارد ، در توضيح مقدّمه چنين آمده است ، » . در عبارت : ان تيقى من الحسد نيازى به آوردن ( من ) نيست چون « اتّقى » خودش متعدّى است و احتياج به حرف جر ندارد و اين روشن است .