ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

329

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

كه آن را بيابد دريافت كند و بگيرد . 12 - الجزع عند البلاء تمام المحنة امير مؤمنان ( ع ) فرمود : بى تابى كردن در هنگام گرفتارى و بلا كمال رنج و محنت است . شارح گويد : جزع ضدّ شكيبايى است و بلا و محنت همان مصيبت مىباشد و جزع و بلا از آن جهت بلا و محنت ناميده شده‌اند كه سبب آزمايش و امتحان مىباشند ، و گاهى بلا بر نعمت گفته مىشود چون نوعى امتحان براى كسى است كه به دو نعمت داده شده است ، كه آيا سپاسگزار است تا مستحق ثواب شود يا ناسپاس است تا شايستهء كيفر باشد . يعنى هر كه در هنگام مصيبت ناشكيب باشد و كارهايى بكند كه نادانان مىكنند ، مانند خراشاندن صورت و سيلى زدن بر آن و گريبان چاك زدن و بلند گريستن مصيبت و رنجش كامل مىشود چون نفس خود را به زحمت افكنده و از پاداش مصيبت و رنج محروم ( 1 ) مانده است بلكه با بى صبرى كه مرتكب شده و مورد نهى بوده شايسته كيفر و عذاب شده و مصيبتى سختتر از آن نيست پس براى خردمند ، شايسته تر آن است كه در هنگام مصيبت شكيبا باشد تا از ثواب محروم نماند و از مستحق شدن ( شايستگى ) كيفر رها شود . 13 - لا ظفر مع البغى امير مؤمنان ( ع ) فرمود : با ستم كردن پيروزى به دست نيايد . شارح گويد : ظفر ، به مقصود رسيدن است ، و بغى از فرمان امام بيرون شدن . يعنى هر كه بخواهد كه در زمين پيشوا باشد و فرمانش در ميان مردم اجرا گردد پس لشكريانى فراهم آورد كه با امام بجنگند پس بيشتر اوقات فرار و گريز روى دهد و به مقصود نرسد . و اگر چيره شود و به پيروزى دست يابد آن پيروزى به حالش نفعى ندارد ، چون آن را بقا و دوامى نخواهد بود ، بلكه در معرض زوال مىباشد چون اصل آن ستم و گمراهى است . و گويند : سلطنت با كفر پايدار و باقى مىمانند ولى با ستم دوام و بقا نيابد ، شاهد بر آن حال انو شيروان و همچنين هر امير ستمگرى است ، و خدا به حق و حقيقت داناتر است . 14 - لا ثناء مع الكبر . امير مؤمنان ( ع ) فرمود : با وجود كبر ، ستايشى نباشد . شارح گويد : ثنا ياد كردن به خوبى است و كبر رفعت جويى بر ديگرى مىباشد .

--> ( 1 ) حرم عن ثواب . . . و لا يحرم عن الثواب ، بهتر آن است كه در هر دو عبارت حرف ( عن ) نباشد چون فعل ( حرم ) خودش به دو مفعول متعدّى مىشود و احتياج به آوردن ( عن ) نيست .