ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
325
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
3 - الناس بزمانهم اشبه منهم بآبائهم امير مؤمنان عليه السلام فرمود : مردمان به زمان خويش شبيه ترند تا به زمان پدرهاى خودشان . شارح گويد : النّاس مبتداست و اشبه با مفرد بودنش خبر آن مىباشد چون علماى علم نحو در افعل تفضيل ، مفرد بودن و مذكَّر بودن را با هم ملتزم مىدانند ، و گفتهء امام : بزمانهم متعلَّق به اشبه مىباشد به اين اعتبار كه شباهت بيشتر است و قول امام بآبائهم ، به اعتبار اصالت داشتن متعلَّق به زمانهم مىباشد پس اين ايراد كه يك چيز از يك جهت هم برترى داشته باشد و هم چيزى را بر آن برترى دهند لازم نمىآيد بلكه برترى در حقيقت به مأخذ افعل تفضيل بر مىگردد و گويا چنين فرموده است : شباهت مردم به زمان خودشان زيادتر و بيشتر از شباهت آنان به پدرهايشان مىباشد . معناى اين سخن آن است كه همهء مردم بسيار با زمان موافقند و سخت به آن شبيهند ، تا آن جا كه هر گاه ببينند روزگار يك نفر را كه از نظر تبار و نژاد پستترين افراد است و كمترين آنان از نظر دانش و ادب است ، صاحب مقام و نوكر و حشم قرار داده و داراى مال فراوان و وضع خوبى است سخت او را تعظيم و تكريم مىكنند و نسبت به او كمال محبّت و دوستى را ابراز مىدارند ، اگر چه ميان او و پدرانشان دشمنى و مخالفت آشكار وجود دارد ، و هر گاه يكى را بر خلاف آن ببينند سخت حقير و پست مىشمارند ( 1 ) و نسبت به او اهانت مىكنند ، اگر چه ميان او و پدرانشان دوستى قديمى و محبّت هميشگى است . 4 - ما هلك امرو عرف قدره امير مؤمنان عليه السلام فرمود : مردى كه اندازه و منزلت خود را بشناسد هلاك نگردد . شارح گويد : يعنى اندازه و درجه و مقام خود را بشناسد . يعنى كسى كه بشناسد آنچه را كه براى او شرعا معيّن شده و بر طبق آن عمل نمايد و از آن حدّى كه اجازه دارد تجاوز نكند و در كارهاى حرام نيفتد ناگزير هلاكت و نابودى
--> ( 1 ) يحقرونه ، در اصل با تشديد قاف است بنا بر اين كه از باب تفعيل باشد و درست هم هست جز اين كه خواندن آن به صورت مجرّد ( و بدون تشديد ) هم صحيح است و بنا بر همين قرائت است گفتهء شاعر كه گفته است : « آموزگار و پزشك چون احترام نشوند ، خير خواهى نكنند ، اگر به پزشك ستم كردى بر بيماريت شكيبا باش ( چون معالجه ات نمىكند ) و اگر آموزگار را كوچك و خوار شمردى بايد به نادانى خود باقى بمانى ( چون چيزى به تو نمىآموزد ) . و در حاشيه است : « و احتمال مىرود كه معنا چنين باشد كه مردم در آوردن خلاف مقصود و آشكار ساختن فتنه و فساد به زمان شباهت دارند ، و اقتدار كردن به پدرانشان را در مروّت و نيكى ترك مىكنند و گويا از آب وجود پدرانشان آفريده نشدهاند و از پشت زمانى كه بر خلاف مقصود در حركت است و به آن شهرت دارد بيرون آمدهاند . »