ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

326

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

به دو راه نيابد ، و همچنين هر كه اندازه و مرتبه خود را در هر كارى عرفا بداند و بر كارى كه شايستهء آن نيست و بر آن توانايى ندارد جرأت پيدا نكند به عنوان مثال هر كه بداند كه جزو شجاعان نيست خويشتن را به مواضع هلاكت و جنگها نيافكند و همچنين هر كه بداند كه از دانشمندان نيست ، نبايد به صورت و هيأت دانشمندان در آيد ، و همچنين است باقى فضايل و كمالات ، و مفهوم اين كلمه بر اين سخن دلالت دارد كه هر كس خود را به كارى بيرون از اندازهء خويش سوق دهد و از اندازه و مرتبهء خود بيرون رود در حقيقت خويشتن را در معرض نابودى قرار داده است مانند ترسويى كه خود را به شجاعت وا مىدارد و وارد ميدان جنگ مىشود يا از نظر معنى هلاك شود مانند نادانى كه خود را شبيه به عالم نمايد و در مجلس دانش و تدريس بنشيند يا ترس هلاكت نسبت به او رود مانند فاسق زيرا ترس هلاكت او در دنيا يا آخرت موجود است . 5 - قيمة كل امرئ ما يحسنه . امير مؤمنان عليه السلام فرمود : قيمت هر مردى آن است كه نيكو داند آن را . شارح گويد : يحسن از احسن الشيء است و وقتى است كه آن را بداند و در آن حاذق باشد . يعنى عزّت و احترام هر شخصى در ميان مردم به اندازهء دانش اوست ، پس اگر مىخواهى پر ارج شوى بر دانشت بيافزاى چون فزونى ارزش و كاستى آن به اعتبار داشتن و نداشتن دانش مىباشد . مگر نمىبينى كه برده هر گاه قرآن ، نوشتن ، دو زندگى يا جز آنها را بداند به قيمت گرانى فروخته مىشود ، و چه نيكو گفته هر كه گفته است : سرگين چيزى است و نادان چيزى به حساب نيايد ، و محتمل است كه منظور از احسان بخششها باشد پس معنى چنين مىشود ، هر كه بخشش بسيار باشد قيمتش بسيار و عزّتش فراوان خواهد بود ، و هر كه كم بخشش باشد از او پستتر است و هر كه اصلا بخشش نداشته باشد يقينا عزتى ندارد ، و معناى اول مناسبتر است . 6 - من عرف نفسه فقد عرف ربه . امير مؤمنان عليه السلام فرمود : هر كه خود را ( نفس خويش ) را شناخت پروردگارش را بشناسد . شارح گويد : منظور از نفس شيء ذات آن است و همانى است كه هر كسى با ( من ) بدان اشاره مىكند . يعنى : هر كه نفس خود را شناخت كه موجودى است ممكن و حادث و ناتوان و