ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

311

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

را ديدم كه مردم به دو روى آورده‌اند و او بر ايشان سخن مىگويد و ايشان گوش مىكنند و مىنويسند ، پرسيدم كه كيست گفته شد : مردى است كه در جنگ بصره و صفيّن و نهروان با على عليه السلام حضور داشته و داراى شرافت و عقل است به او نزديك شدم . ديدم در بارهء على ( ع ) حرف مىزند و مىگويد : ديدم و شنيدم ، و صبر كردم تا بيشتر مردم از اطرافش پرا كنده شدند به او گفتم : من مردى از اهالى بصره‌ام و به قصد طلب دانش از آن جا بيرون شدم و دوست دارم از تو چيزى بشنوم كه بعد آن را از تو « براى ديگران » نقل كنم پس شروع به نكوهش مردم بصره نسبت به كارشان كرد ، پس گفتم : اى مرد عالم نكوهش همگانى از اهل بصره كردى با آن كه در ميان آنان نيكوكار و بدكار و خوشبخت و بدبخت وجود دارد ، گفت : راست مىگويى تو كيستى گفتم : من مردى از طايفهء عبد القيس هستم پس گفت : آفرين بر تو باد پس مرا به خانهء خود برد و خوب از من پذيرايى كرد و گفت : شنيدم از امير مؤمنان عليه السلام كه مىفرمود : دانش را با نوشتن به زنجير بكشيد و برخاست پس كتابى بيرون آورد و گشود و بر من خواند : ربيعة بن سالم همدانى برايم حديث نقل كرد كه : چون روزى فرا رسيد كه در آن روز عمّار ياسر ( ره ) كشته شد و از نظر جنگ روزهاى اوّل صفين بود پس ايستادم و به مردم تماشا مىكردم و آنان را از جاى اوّليه شان رانده و دور كرده بودند و مانند كشتى كه اهل و سرنشينان خود را حركت مىدهند و مىلرزاند ، مىلرزيدند پس بعضى براى جنگ جلو مىرفتند و بعضى از خستگى عقب مىكشيدند و كار در نهايت دشوارى بود و مردم سخت تشنه بودند و دشمن آب را تصرف كرده بود و بر مدخلهاى آب وارد شده بودند اسبها گردنها و لگامها كشيده بودند و آهن لگام را ( آهنى كه در دهان اسب قرار مىگيرد ) گاز مىگرفتند ( از شدّت ناراحتى ) و با كفلهايشان به پشت بر مىگشتند ( عقب گرد مىكردند ) و مردم پدرهايشان را صدا مىزدند ، و به تبارهايشان شرافت مىجستند ، و زنان در لابلاى صفها مردان را به نبرد تشويق مىكردند و مردم ثواب را آشكار مىديدند و به بازگشت ( قيامت ) يقين داشتند در اين وقت بر نيزه‌ام تكيه داده بودم و صورتم را بر گرداندم و روى به آسمان كردم و با خود مىگفتم : پروردگارا اين على برادر پيامبرت و وصىّ اوست ، و محبوبترين مردم نزد پيامبر بود ، و از همه بيشتر رسول خدا را يارى مىكرد ، و در دين تو از همه داناتر و از همه بيشتر به حق آشكار ،