ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

297

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

در شام فرياد كند و پرچمهاى ( ستم ) خود را در كوفه آشكار سازد و به سوى آن مايل شود ( در حال خشم ) مانند ميل كردن شترى كه دوشندگان خويش را مىگزد و زمين را با سرهاى بريده فرش نمايد ، دهان خويش را ( مانند گرگ درنده براى ربودن مردم ) گشوده و قدم ( فتنه ) را در زمين سنگين و استوار كرده و به شهرهاى دور با صولتى بزرگ يورش ببرد به خدا سوگند شما را در اطراف زمين پراكنده و در بدر خواهد كرد ، تا آن جا كه جز مقدار كمى از شما باقى نماند ، به اندازهء سياهى كه از سرمه در چشم باقى مىماند ، پس عرب ( اهل كوفه و عراق ) همواره گرفتار اين فتنه ها باشند . تا اين كه خردهاى گمشدهء ايشان به سوى آنان باز گردد ( حكومت مروانيان دوام يابد تا وقتى كه مردم از فتنه به ستوه آيند و به حق ميل كنند ) پس سنّتهاى ثابت و نشانه هاى واضح و پيمان نزديك را كه آثار نبوّت از آن باقى است ، ملازم شويد . و اين خبر اشاره به بعضى از كسانى چون سفيانى و ديگران است كه در آخر الزّمان خروج مىكنند . حكم هفتم : از خطبه هاى آن حضرت است : در آن هنگام ( كه دست ستم امويان بر سر مردم دراز شد ) خانه گلين و چادرى پشمين باقى نماند ، جز آن كه ستمكاران ، رنج و اندوه را در آن وارد سازند ( ستم آنها فراگير شود ) در آن زمان نه در آسمان شخص پوزش طلب يافت شود و نه در زمين مردى يارى كننده ، ( اين گرفتارى براى اين است كه ) شما امر خلافت را براى ناكس ديگرى صاف و هموار كرديد و آن را در غير جايگاهش فرود آورديد ، زود است كه خدا كيفر ستمكاران را در كنارشان بگذارد ، خوردنى را به خوردنى و آشاميدنى را به آشاميدنى ، حنظل تلخ را از خوردنيها و شيرهء درخت صبر را از آشاميدنيها ،