ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
283
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
و كلمات او و گفتار پيامبر ( ص ) را در بارهء او بررسى نمايى بويژه گفتهء پيامبر ( ص ) : خدايا حق را داير مدار وجود على عليه السلام قرار ده ( هر جا حق هست على هم باشد ) مىيابى كه آن حضرت در تمام آن فضايل كامل بوده و به اقسام آن آگاهى داشته است و نفس خويش را با آنها تزكيه فرموده است و انواع حركتها و تصرّف در آن فضايل را مىداند . چون آنها ( فضايل ) حقّند . و وجود مبارك على عليه السلام را از همه صفات رذيله كه نفس را در ميان گرفته باشند تهى مىيابى چون جمع شدن اضداد با هم محال است و اگر كه سخن ، به دراز گفتن ناخوش آيند نبود ، روشن مىكرديم كه هر نوعى از انواع فضيلتها به كاملترين صورت در على عليه السلام بوده است . بخش دوّم و سوّم از اقسام حكمت ، دو حكمت مربوط به منزل و سياست است پيش از اين دانستى كه فايدهء حكمت سياسى و تدبير منزل اين است كه آدمى وجه اشتراكى كه لازم است در ميان افراد مردم باشد ، بداند تا بر آنچه به صلاح بدنها و نظام شهر و خانه است اقدام و همكارى نمايد . على عليه السلام در اين علم پيشتاز و برنده و داراى نشانه هايى است . اگر بخواهى اين امور را در مورد على ( ع ) پى ببرى به دو صورت ممكن است : اجمالى و تفصيلى . 1 - صورت اجمالى به اين دليل است كه شريعت پيامبر اسلام اين دو حكمت را به كاملترين صورت دارد به گونه اى كه حكماى بزرگ در آموختن سياست و تدبير منزل به شريعت رجوع مىكنند . روشن است كه على عليه السلام متمسّك به شريعت بود و آن را بيان مىفرمود و اسرار كلَّى آن را شرح مىداد . و اشارات مختصر آن را تشريح مىكرد و حرفى از آن را تغيير نداد و در آن از هيچ هدفى كوتاهى نكرد و اين خود مستلزم آن است كه اين دو سياست به بهترين و كاملترين صورت در آن حضرت موجود باشد . 2 - دليل تفصيلى بر اين كه دو صفت ياد شده در على عليه السلام وجود دارد اين است كه بدانى كاملترين مخلوقات پس از رسول خدا ( ص ) در اين علم على ( ع ) بوده است در صورتى كه عهدنامه هايى را كه براى كارگزاران و استانداران و قاضيان خود فرستاده است