ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
270
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
فصل اوّل در توضيح اين مطلب است كه على عليه السلام داراى همه فضايل انسانى مىباشد و در اين فصل دو بحث است نخستين بحث در توضيح كمال آن حضرت بر حسب قوّه نظرى است . پيش از اين دانستى كه كامل شدن نيروى نظرى منوط به كامل شدن حكمت نظرى است . و چنان كه دانستى حكمت نظرى آماده شدن نفس آدمى براى تصور شناختهاى حقيقى و تصديق كردن حقايق نظرى به اندازهء توان بشرى مىباشد . بى ترديد اين درجهء از كمال به كاملترين وجه ممكن براى آن حضرت ثابت است . زيرا على عليه السلام اين اشيا را بر حسب نيروى حدسى قدسى خويش ادراك مىكند . در صورتى كه ادراك بيشتر حكيمان از آن اشيا ادراك فكرى است و نياز به مشقّت و زحمت دارد كه لازمه اش اشتباهات بزرگى است كه جز معدودى از حكما ما از آن خالى نمىباشند . پس كجا على ( ع ) را مىتوان با حكما مقايسه كرد توضيح مطلب اين است كه على عليه السلام بعد از سرور فرستادگان محمد صلى اللَّه عليه و آله ، سرور عارفان بود . و پيش از بيان اين مطلب توضيح مىدهيم كه آن حضرت استاد جهانيان بوده است . بنا بر اين در اين جا دو مقام است : 1 - مقام اوّل اين است كه على عليه السلام پس از پيامبر خدا ( ص ) استاد بشر بوده است . توضيح مطلب آن است كه ما در همه علوم جست و جو كردهايم و مهمترين و عمومىترين آنها را علم الهى يافتهايم و در خطبه هاى آن حضرت ، اسرار توحيد و نبوت و قضا و قدر و احوال مربوط به معاد ، مطالبى ديدهايم كه در سخن هيچ يك از علماى بزرگ و حكماى سترگ نيامده است . و يافتهايم كه علوم تمام فرقه هاى اسلامى به آن حضرت منتهى مىشود . امّا متكلَّمان ، يا معتزلىاند يا اشعرى . منسوب بودن متكلَّمان معتزلى به آن حضرت روشن است . چون بحثهايى كه مربوط به اصول فقه و مسايل فقهى است و بيشتر از ظواهر دين در اثبات كردن حسن و قبح عقلى در كارهاى خداى متعال كه بر اساس آن تكليف به