ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

266

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

امر مورد غفلت چه صورت باشد و چه معنا در آن وجود دارد . چون به كار مهمّ ديگرى سرگرم است يا در حالتى كه نفس بدان توجّه دارد با اين كه در خزانه موجود است ، قوّه واهمه با نفس به معارضه بر مىخيزد . تفاوت ميان سهو و نسيان همين اندازه است چون در نسيان شرط است كه نفس علاوه بر غفلت از آن چيز بطور كلى از خزانه هم محو شده باشد و اين اشتباهات از عوامل لغزشهايى است كه آنها خود عامل اشتباه در گفتار و چشم زدنها مىباشند . و در عرف مردم عوامل گناه ، جرم و گناه مىباشد . و هر گاه گناهانى زشت باشد كه بر كسى كه گناه از او سر زده است ، عيب گرفته شود ناگزير آدمى مىخواهد كه آن را بپوشاند و درخواست آمرزش دارد . و خويشتن را آماده مىكند تا براى مصون ماندن از آن گناهان از سر صدق و اخلاص به درگاه خدا زارى و تضرّع نمايد . دو سؤال باقى است : 1 - اگر گفته شود كه : غفلتهاى دل مورد مؤاخذه واقع نمىشود چون داخل در تكليف نيست پس چرا امام عليه السلام آمرزش آنها را مىخواهد و درخواست پوشاندن آنها را مىكند 2 - شيعيان معصوم بودن امير مؤمنان عليه السلام را از گناهان عمدى و سهوى از زمان ولادت و بعد از آن ، ثابت كرده‌اند . و اين كه آن حضرت براى خود آمرزش مىطلبد دليل بر اين است كه صادر شدن گناهان از آن بزرگوار روا مىباشد . و اين ، گفتهء شيعيان را باطل مىكند . پاسخ اشكال اوّل اين است كه : سر زدن اين غفلتهاى قلبى از آدمى چون در عرف مردم جريمه و گناه محسوب است و عيبهايى به شمار مىآيد كه طبيعت مردم از آن تنفّر دارد و موجب نكوهش از طرف كسانى مىشود كه از چگونگى وقوع آن نا آگاهند كه آيا از روى سهو انجام شده يا از روى عمد ، ناگزير درخواست پوشاندن و بخشيدن آن جايز مىباشد . و آماده ساختن نفس به دعا و تضرّع براى پرهيز و بدور ماندن از آن اشتباهاست و به شرف عفو نايل شدن رواست . و با آن استعداد به درجه اى و الا مىرسد كه از محلّ غفلتهايى كه موجب لغزشها و اشتباهات گفتارى مىشود محفوظ مىماند بلكه همهء آنها پوشيده مىشود . و لازمهء آن مكلَّف بودن به آن غفلتها نيست تا اشكال وارد شود . پاسخ از اشكال دوّم به دو صورت است :