ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

267

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

1 - اين كه امام عليه السلام در اين جا دعا مىكند و آمرزش مىخواهد ، در واقع به صورت مشروط است يعنى اگر اين امور از سوى من رخ داد مرا ببخش . و گويا حضرت عرض مىكند : بار خدايا اگر از من چنين كارهايى سرزد بر من ببخشاى . و اين سخنى راست مىباشد . امّا در علم منطق دانستى كه اگر قضيّه شرطيّه صادق باشد ، لازمه اش صادق بودن هر يك از دو جزء آن نيست بلكه لازمه اش جايز بودن وقوع آن هم نمىباشد . زيرا اگر بگويى : اگر زمين بر آسمان محيط باشد از آسمان بزرگتر است . اين ، ملازمه اى صادق است با آن كه هر يك از دو جزء ( دو طرف ) قضيّه شرطيّه محال مىباشد . پس روى دادن گناهان از آن حضرت را منع مىكنيم و قبول نداريم اگر چه اين قضيه شرطيّه مورد بحث صادق هم مىباشد . و آمرزش خواهى همانطور كه براى سرزدن گناه درست است به عنوان اظهار ذلَّت و فروتنى و منقطع شدن به سوى خدا و اقرار به كوتاهى در اداى حقوق معبود و تلافى نعمتهايش نيز صحيح مىباشد . 2 - شيعيان مىتوانند بگويند : چون كه معصوم بودن امير مؤمنان عليه السلام به دليل ثابت شده است و ضمير ( لنا ) كه حضرت به كار برده است همگانى و در ظاهر هر مرد مسلمان و مؤمنى را كه سرزدن آن كارها از او جايز است شامل مىشود ، اين همگانى بودن به دليل عقلى تخصيص مىخورد كه بر معصوم بودن آن حضرت دلالت مىكند . و نسبت به باقى مردم به حالت عموم خود باقى مىماند . اين كه امام عليه السلام خود را در جمع داخل نموده و امور ياد شده را به خويشتن نسبت داده است به منظور اقرار به بندگى و فروتنى در برابر خداى متعال مىباشد . و به عنوان اظهار نياز به لطف و عنايت خداى بى نياز است . و اين كه با فيض رحمت خويش خطايش را بپوشد و او را از آن حفظ كند و اين نعمت را به كمال رساند . و آن بهترين اخلاق و آخرين درجه كمال معرفت به خداوند است . و دعاهايى كه از پيامبران ( ص ) رسيده پر از آمرزشخواهى و اقرار به گناهان است با اين كه همه بر معصوم بودن آنان اتّفاق نظر دارند . و آن عمل پيامبران بر آنچه ما گفتيم حمل مىشود . و خدا سرپرست توفيق است و حالت و نيرو از اوست .