ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
242
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
استعداد را دريافت نمايد و به وسيلهء اشراق ، آن پندارها را از تابشگاه استعداد آن موادّ بپذيرد و بر حسب اين جريان ، مواد ياد شده آماده شوند تا به سبب اين اشراق و تابش بر افروخته و مشتعل شوند . بنا بر اين همانطور كه آن فروزش و تابش ويژه ، از ابر ، عامل جنبش ميل و طمع مردم بر فرود آمدن باران مىشود تابش اين تصورات و ظهور آنها در دل طمعكار سر آغاز جنبش نيروى شهوانى انسان به طرف خواسته هايش مىشود . به خاطر همين مشابه بودن است كه نسبت دادن بروق به طمعهاى آدمى صحيح مىباشد . دليل اين قضيه بعد از آنى كه بر اصول و قواعد گذشته مسلَّط باشى بسيار روشن است . چون پيش از اين معلوم شد كه عاملى كه نفس را در صفات رذيله كه لازمه اش نقصان است غوطه ور مىسازد منحرف شدن يكى از دو نيروى شهوت و خشم و پيروى نفس از عقل مىباشد كه در اين صورت نفس به اقتضاى طبيعتش به وسيلهء عقل به دو طرف افراط و تفريط منحرف مىگردد . مقصود از محلّ سقوط و افتادن عقل ، در كلام امام عليه السلام همين حالت مىباشد . در اين جا نكتهء باريكى است و آن اين كه حضرت ( ع ) محل سقوط را در ميان جهات ششگانه تنها به جهت تحت ( زير ) اختصاص داده است و اين خود روشنترين دليل است بر اين كه آن حضرت بر رموز و نكته ها مطلَّع بوده و بطور كامل اسلوب سخن و مناسبتهاى مجاز و تشبيه مستحسن را مىدانسته است . امام عليه السلام به دو دليل مصارع و محل افتادنها را به جهت تحت ( زير ) اختصاص دادهاند : 1 - محل افتادن خردها معلول و نتيجه درخشش طمعهاست و معلول پستتر از علت و علَّت برتر مىباشد ، مسبّب و معلول نسبت به علَّت ، پايين و مادون محسوب مىشود . و مقصود از جهت ، جهت فيزيكى و حسّى نيست بلكه جهت عقلانى منظور مىباشد . 2 - چون بروق طمعها نشانه هايى براى صاحب طمع ، در به دست آوردن بهره و لذّت است تا آن جا كه نتيجه اش سقوط و افتادن خرد مىباشد . بروق طمعها راهنماى سقوط خردهاست . و بدون ترديد ، دليل و راهنما از مدلول و هدايت يافته آشكارتر و در ذهن وجود آن