ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
241
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
اشتباهات عقل ، كشش نيروى شهوانى به طرف خواسته هاى خود است با اين اعتقاد كه آنها را به دست مىآورد . در اين جا دو مجاز نيكو به كار رفته است : مجاز در تركيب و مجاز در اسناد . 1 - مجاز در اسناد : محلّ بر زمين افتادن ، به عقول نسبت داده شده با آن كه در حقيقت بر زمين افتادن مخصوص مادّه و جسم است و با اين تعبير به فريب خوردن و اشتباه كردن عقل و انجام شدن حركت آن بر خلاف قانون اشاره شده است . مناسبت تشبيه در اين مجاز اين است كه چون خرد بر راه راست پايدار نماند و قانون عدالت را كه در زبان ذات حق به رعايت آن مأمور و ملزم است ملازمت نكند بلكه يك بار شهوت و ديگر بار خشم و غضب او را منحرف نمايد و نيروى واهمه آن را به بازى بگيرد و در نتيجه گامهاى خرد از وسط واقعى ( جادهء مستقيم ) به طرف پستى بلغزد كه آن پستى زمين و آتش است در مقايسه با آسمان بهشت و فضيلت عدالت ، ناگزير بر خرد صدق مىكند كه بر زمين افتاد ، و براى آن ، جاهاى سقوط و افتادن مىباشد . 2 - نسبت دادن بروق به طمعها و اسناد هر يك از آنها به ديگرى . بايد بدانى كه برق در اصل ، بر افروخته شدن درخششى است كه از ابر ديده مىشود و ما حقيقت آن را معيّن مىكنيم تا مناسبت مجاز و تشبيه آشكار گردد . بنا بر اين مىگوييم : بخارى كه از زمين به هوا مىرود جسمى لطيف و از جنس آب و زمين است و حرارت و حركتى كه بر اثر تركيب شدن آن حاصل مىشود سخت در بخار تأثير مىگذارد در نتيجه تركيب و مزاج بخار شبيه روغن مىشود و ناچار با برخورد كردن به ضعيفترين عامل بر افروزنده ، بر افروخته مىگردد . تا چه رسد كه سخت به حركت در آيد . و هنگامى كه ابرها پراكنده مىشوند و با شدّت به يكديگر برخورد مىكنند ( اصطكاك ) مادّهء ياد شده ( جسم شبيه به روغن ) بر افروخته مىشود و اين بر افروختگى همان برق مىباشد . پس از روشن شدن اين مطلب و با توجه به اين كه پيش از اين معلوم شد كه طمع ، كشش نيروى شهوانى به تحصيل كردن خواسته هاست ، بر اين اساس كه مىپندارد در آن بهره و لذّت وجود دارد و باور هم دارد كه به آن دست مىيابد . اين امور براى نفس تحقق نمىيابد مگر پس از آن كه آمادگى پيدا كند تا از دهندهء حقيقى يعنى ذات حق به كار انداختن آن