ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

219

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

ادب ضرورى است و از وجود عقل پرده بر مىدارد و آن را به اثبات مىرساند ، و خدا هر كه را خواهد به رحمت خويش مخصوص مىگرداند ( 1 ) و او توفيق دهنده است . كلمهء هجدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : اليأس حرّ و الرّجاء عبد . نوميدى آزاد است و اميد بنده است . شارح گويد : رجاء انتظار به دست آمدن مقصود است ، يأس - اميد نداشتن به چيزى است كه شايسته است بدان اميدوار بود پس مىگوييم ( شارح ) : منظور اين نيست كه حقيقة براى خود نوميدى صفت آزادگى است و نه براى اميد صفت بندگى است بلكه مقصود شخص اميدوار و مأيوس مىباشد در اين صورت به كار بردن اين دو لفظ به معناى نااميدى و اميدوارى بر حسب مجاز است و از باب به كار بردن نام متعلَّق بر خود متعلَّق مىباشد و منظور اين است كه توضيح دهد شخصى كه به چيزى اميد دارد يا اميدش به خداى متعال است يا به يكى از افراد بشر مىباشد اين شخص تا زمانى كه نفسش انتظار چيزى را دارد كه به دو اميد بسته است پيوسته در برابر شخصى تا زمانى كه نفسش انتظار چيزى را دارد كه به دو اميد بسته است پيوسته در برابر شخصى كه به دو اميدوار است فروتنى و اظهار كوچكى مىكند ، از او دفاع مىنمايد و در كارهايى كه به صلاح و خير اوست مىكوشد و در خشنود ساختن او به همهء انواع خشنودى تلاش مىكند و نسبت به دو اظهار فروتنى و دوستى مىنمايد و در آن تلاشها تحمّل سختيها مىكند آن سختيها عبارت است از نكوهش و غير آن تا آن جا كه در اميدواريش به عالم پنهانيها او را مردى مىيابى كه به درگاه خدا زارى و دعا مىكند و بسيار به زيارت مسجدها و جاهايى مىرود كه انسان را به خدا نزديك مىكند و بر خود نذرهايى را واجب مىگرداند كه به آنچه اميد مىدارد برسد و بندگى كردن جز آن معنايى ندارد زيرا فروتنى و اظهار ذلَّت در اين جا به كاملترين صورت ممكن وجود دارد ، امّا توضيح اين كه شخص نوميد آزاد است ، روشن است ، چون كسى كه اميدش از چيزى قطع شده است گردنش از ريسمان ذلَّت و فروتنى در مقابل كسى كه به دو اميدوار است رها مىباشد ، اگر چه به كار بردن لفظ آزاد و بنده بر شخص اميدوار و نا اميد نسبت به كسانى كه اين دو كلمه براى آنها وضع شده است مجاز مىباشد . در اين جا نظر ديگرى است : و آن اين است كه آزاد بر كسى گفته مىشود كه

--> ( 1 ) از آيه 105 سورهء بقره گرفته شده است .