ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

215

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

صورت ظفر را همين بس كه شافع و نگهدارندهء ادب شكنندهء خشم حافظ انسان از نابودى و سبب انس و دوستى است كه خشنودى پروردگار در آن است ، و خدا سرپرست توفيق است . كلمهء پانزدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : رب ساع فيها يضره . بسا كوشنده در چيزى كه برايش زيان دارد ( 1 ) . شارح گويد : كوشش گاهى ذاتى و گاهى عرضى است ، امّا كوشش ذاتى در به دست آوردن چيز سودمند است به اعتقاد بهره اى كه بدان لذّت ببرد يا لذّت زود و دنيوى مانند كوشش در به دست آوردن بهره هاى دنيوى كه حسّ از آن لذّت مىبرد ، يا لذّت آينده و اخروى است مانند كوشش در به دست آوردن لذّتهاى ماندنى و خيرات هميشگى كه موجب كمال و سعادت نفس مىشود ، امّا كوشش عرضى گاهى به طرف سود و گاهى به طرف زيان مىباشد ، در مورد اوّل يا كوشش براى بهرهء حاضر است مانند كسى كه چاهى را مىكند و بر گنجى دست مىيابد ، يا به طرف بهرهء ماندنى است مانند كسى كه در راه به دست آوردن مالها مىكوشد و به استادى بر خورد مىكند كه او را به دانش رهنمون مىشود استادى كه به راههاى دانش بيناست و به وسيلهء او به راه راست هدايت مىگردد . مثال دوّم يا كوشش به طرف زيان است مانند كسى كه چاهى مىكند و مارى او را مىگزد يا موجب مىشود كه در آن بيفتد يا كوشش به طرف زيان آينده است مانند كسى كه در به دست آوردن دانش مىكوشد و به استادى گمراه كننده و نادان برخورد مىكند و با شبهات القايى او نادانى به دست مىآورد در نتيجه سر افكنده در تاريكيها باقى مىماند ، در ضمن اين اقسام ياد شده اقسام ديگرى به اعتبارات ديگر وجود دارد جز اين كه آنچه را ياد كرديم در توضيح خواستهء ما كفايت مىكند ، چون مطالب ياد شده را دانستى بر تو روشن مىشود كه هر كس در چيزى بكوشد كه برايش زيان داشته باشد جزيى از كلّ است نسبت به

--> ( 1 ) اين كلمه در نهج البلاغه در وصيّت امير مؤمنان ( ع ) به فرزندش امام حسن ، روايت شده است و شارح ( ره ) آن جا شرح كرده است به شرح نهج البلاغه ابن ميثم ، چاپ اوّل ، صفحات 524 و 526 مراجعه شود . « از راه مثال زدن حضرت مجتبى را نيز بر دورى كردن از كوشش و پايدارى در طلب كردن مصالح ، به گفته اش « رب ساع فيما يضّره » در طلب كردن مصلحتها پس اصل ، كوشش كننده و فرع شخص مخاطب و علَّت ، كوشش است و حكم زيان بردن است » .