ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

213

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

بر خود مىپوشد بسيار مىگريزد و حمله نمىكند و راه نجات او از نابودى به اين است كه به بدترين و زشتترين صورت ، صفت پست پليدى و حيله گرى را آشكار كند و آن برهنه كردن عورتش ، در دفع كردن شمشير آن حضرت بود كه جز كافر يا مشابه كافر با آن كشته نشده است تا آن جا كه آن جريان مثلى شده است كه تا روز جزا در ضمن خبرها و اشعار ياد مىشود شاعرى گفته است : چنان كه روزى عمرو بن عاص شمشير آن حضرت را با برهنه كردن مقعدش بر گرداند ( 1 ) . به علاوهء نفاق و كفرى كه از او ظاهر شده كه دينش را به معاويه فروخت . و هر گاه عيبجوى آن حضرت ( ع ) اين كاستى را دارا باشد كه موجب كمال خسران مىشود در شناخت حال او و دروغ بودن گفتارش تو را كفايت مىكند و نتيجهء آن برترى و شرافت شخصى است كه عيبجويى شده ، ابو طيّب شاعر گفته است : هر گاه نكوهش من از سوى شخص ناقصى به تو برسد خود گواهى به برترى ( 2 ) من مىباشد و دشمن هر گاه افسار هوايش را در آزار كردن كسى كه با او دشمنى مىكند رها سازد در وارونه جلوه دادن فضيلتها به صورت رذيلتها مىكوشد و كارهاى درست او را به صورت نادرست نشان مىدهد بويژه دشمنى كه از روى حسادت و توأم با كينه باشد و آن كينه از نزاع و كوشش در راه خدا در دشمن ايجاد شده باشد ، و نيستند بسيارى از مردم اگر چه توبه گروندگان حريصى ( 3 ) . و بيشتر ايشان به خدا نمىگروند ، مگر و ايشان مشركانند ( 4 ) . كلمهء چهاردهم گفتار آن حضرت ( ع ) : كفى بالظَّفر شفيعا للمذنب . براى شخص گنهكار شفاعت پيروزى تو بر او كفايت است . شارح گويد : معناى پيروزى بر تو روشن شد و معناى ديگرش توانايى داشتن بر دشمن و دست يافتن بر اوست و منظور اين كلمه تشويق بر اين است كه وقتى بر صاحب گناه پيروزى حاصل شد رعايت ادب شود به اين كه پيروزى بر او را با ترك آزار او جفت كند و

--> ( 1 ) كما ردّها يوما بسؤاته عمرو . ( 2 ) و اذا اتتك مذمتى من ناقص فهى الشهادة لى بانى فاضل . ( 3 ) يوسف ( 12 ) آيه 103 . ( 4 ) يوسف ( 12 ) آيه 106 .