ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
211
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
است آن است كه شوخى از عواملى است كه سبب انبساط نفس مىشود و آن موجب انسى مىگردد كه سبب دوستى مىشود كه سابقا وجوب آن را توضيح داديم و محبّت خواستهء خداوند متعال است در اين صورت مقدار كمى شوخى كردن از فضايل اخلاقى به شمار مىآيد و موجب كامل شدن نفس است . امّا شوخى نكوهيده آن است كه مزاح كننده بدان آغاز مىكند و نمىداند كه كجا قطع مىكند در نتيجه از مرز ميانه روى ، به آنچه شايسته نيست خارج مىشود و پيوسته در بارهء صاحبش زياد مىشود تا اين كه نيروى خشمش به حركت مىآيد و يكى از چيزهايى كه ياد كرديم روى مىدهد ، و تمام آنها موجب ترس مىشود كه ترس هم موجب قطع رابطه و جدايى مىگردد كه مخالف انس و دوستى است پس ضدّ آنچه ياد كرديم ( محبّت ) كه خواستهء خداوند متعال است حاصل مىشود پس بر كسى كه نمىداند كجا شوخى را قطع مىكند لازم است كه از آن بپرهيزد و گفتهء آن گوينده را ياد بياورد : بسا كينه اى كه شوخى موجبش مىشود و سخن ديگرى : با شخص بزرگ شوخى نكن كه بر تو كينه مىگيرد و با شخص پست شوخى نكن كه بر تو جرى مىشود ، و گفتهء شاعر : از شوخى بپرهيز ، بپرهيز ، زيرا شوخى بسيار به بدى فرا مىخواند و شر مىآفريند و شگفت بى پايان از كسى است كه امير مؤمنان ( ع ) را به شوخ بودن عيب كرد . و گفته است : اگر در آن حضرت شوخ طبعى نبود چگونه اين انتقاد از او پذيرفته مىشود چون اين عيبجويى اگر به اين خاطر است كه حضرت به اندازهء متوسّط شوخى مىكرد كه دانستى آن اندازه پسنديده است در اين صورت اين عيبجويى لازمه اش نهى از كار پسنديده است و آن جايز نيست ، و اگر عيبجويى به اين سبب است كه امير مؤمنان ( ع ) بيش از اندازهء مجاز شوخى مىكرده و به آنچه سزاوار نيست وارد شده پس معتقد است كه آن حضرت اندازهء شوخى را كه بايد در آن جا بايستد و شوخى را قطع كند نمىشناخته است با اين كه اين مطلب كه آن حضرت در دو نيروى علمى و عملى كاملترين افراد بشر بعد از پيامبر است به تواتر رسيده است و نيز آن حضرت سرچشمهء دانشهاى يقينى و اخلاق پسنديده اى است كه از درياى مواج علمش دانشمندان بزرگ اسلام كه راسخ در علماند سيراب مىشوند و نيز زاهدان خداشناس و الا مقام ، چنان كه نسبت به آن حضرت اين مطلب مشهور و در ذهن مردم جايگزين و ثبت شده است با آنچه از آن حضرت در نكوهش شوخى زياد در اين كلمه و غير آن صادر شده است و آنچه از آن حضرت در ردّ عيبجويان وى به مزاح كردن نقل شده است و اين كه آن حضرت آن را تكذيب كرده است و آن گفتار او در