ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

210

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

دائمى ايجاد مىكند و با اين حال نسبت به يكديگر استخفافى روا نمىدارند چون هر دو به شرافت هم معتقدند امّا در صورت دوّم شوخى موجب مىشود كه آن دو يكديگر را كوچك و سبك بشمارند و در آن جا كينه اى وجود ندارد يا به اين سبب كه تسلَّط و سبك شمردن و جرأت يكى بر ديگرى جانشين انتقام گرفتن او شده است ، يا به اين دليل كه هر يك از آن دو باور دارند كه انتقام گرفتن دشوار مىباشد ، امّا در صورت سوّم به اين علَّت است كه شوخى ميان آن دو سبب سبك شمردن يكديگر مىشود نه كينه امّا در مورد شخص شريف به اين سبب است كه كار شخص ضعيف را كوچك و انتقام گرفتن از او را آسان مىشمارد در نتيجه برايش نسبت به او خشمى نمىماند ، امّا در مورد شخص ضعيف به اين دليل است كه استخفاف او نسبت به شخص شريف و تسلَّطش بر او از آن جهت است كه نفسش بر او جرى مىباشد و همين موجب مىشود كه آن را انتقام پندارد يا براى آن است كه باور دارد انتقام گرفتن از او دشوار است و برايش كينه اى باقى نمىماند پس با بيان مطالب ياد شده ثابت مىشود كه كينه و سبك شمردن نه با هم جمع مىشوند و نه قابل ارتفاعند ، توضيح ملازمه آن است كه شخصى كه بسيار شوخى مىكند حركتش موجب جنبيدن نيروى خشم شخص مورد شوخى مىشود و با جنبش خشم يكى از دو لازم ياد شده پديد مىآيد . پس بايد بدانى كه شوخى گاهى پسنديده و گاهى نكوهيده است ، شوخى پسنديده آن است كه از نظر مقدار متوسّط باشد و كسى را كه شوخى مىكند از نظر كميّت و كيفيّت به امر ناپسند نكشاند ، و در شوخى حدّ متوسّط را رعايت كند اگر چه اين كار بر اثر چيرگى نيروى شهوانى دشوار مىباشد چون وقتى اين نيرو در حال شوخى در بيشتر مردم بر انگيخته شود كمتر به عقل رجوع مىكنند شوخى زياد و از حدّ اعتدال بيرون مىرود و سبب مىشود كه به شوخى كننده به تندى نگريسته شود زيرا آگاهى مردم بر اين نكته كه مزاجها در پذيرفتن و نپذيرفتن شوخى و اين كه طبيعت آنها زود متأثّر مىشود چون نيروى خيال آنان در تصوّر شيء آزار دهنده تند و كند مىباشد تفاوت دارد ليكن رعايت حدّ اعتدال شوخى ممكن است و در عين ممكن بودن تفاوت وجود دارد و آن از كسى سر مىزند كه فضايل علمى و عملى را كامل كرده است و نيروى شهوانيش در اسارت نيروى عقلانيش مىباشد و پيامبر ( ص ) شوخى مىكرد امّا جز سخن حق چيزى نمىفرمود و امير مؤمنان ( ع ) نيز چنان بود ، و نكوهش حضرت ( ع ) از زياد شوخى كردن در اين كلمه دليل بر آن است كه آن بزرگوار به اندازه اى كه ستوده بوده شوخى مىكرده ، و دليل اين كه حدّ متوسّط شوخى ستوده